كوهى بلند كه آن را قرود « 1 » گويند قرار گرفت بعد از بيست روز از زمان وقوف ، و آن روز هفدهم از ماه سيوان « 2 » . بعد از آنكه آب از علو مقدار پانزده گز فرو نشست و سر كوهها ظاهر شده بودند و بعد از چهل و سه روز كشتى بايستاد ، و اين در اوّل ماه آب « 3 » بود .
پس استمرار نقصان آب و انحطاط آن مدّت چهل روز ديگر بود ؛ و دهم ماه ايلول « 4 » نوح « 5 » را يقين شد كه سخط حق تعالى مرتفع شد . پس در كشتى بگشود و غراب را بفرستاد تا خبرى از حال زمين به دو آورد . كلاغ در راه مردارى ديد ، به خوردن آن مشغول شد و عود نكرد . نوح او را لعنت كرد ؛ و بعد از هفت روز كبوتر را روان كرد . بعد از آنكه آثار امانت در سيماى ديانت او مشاهده كرده بود ، كبوتر مجال رفتن نيافت ، بازگشت با خدمت نوح آمد با جزع . نوح بعد از هفت روز ديگر كبوتر را باز بفرستاد . درنگ نكرد تا با خدمت نوح آمد و به برگى زيتون كه در دهان داشت ، نوح را بشارت داد .
نوح او را دعا كرد كه مخصوص بادى به رسالتى كه مستودع اسرار ملوك بود ؛ و نوح را روشن شد كه حال بگشت . بعد از هفت روز ديگر كبوتر را باز فرستاد كه نوبت سوم بود ، و اين در مدّت بيست روز بود كه باقى بود از ماه ايلول كه آخر آن سال است كه طوفان در او پديد آمد ، و در بامداد آن سال كه غرّهء آن ماه اوّل بود از سال دوم از تاريخ طوفان و اين سال ششصد و يك بود از عمر نوح كه آب به زمين فرو شد و نوح را به كشف غطاء سفينه وثوقى حاصل آمد ، و حال را عيان مشاهده مىكرد ، و بعد از پنجاه و هفت روز از اين تاريخ ، زمين چنان خشك شد كه آمد و شد بر او آسان گشت ، و آن روز هفدهم از [ ماه ] مرحشوان « 6 » بود ، و اوّل طوفان در هفدهم بود از سال خاليه ، پس روشن شد كه مدّت مقام نوح در كشتى يك سال و ده روز بوده [ است ] .
هامش
( 1 ) .Kardu( 2 ) .Siwan( 3 ) .Ab( 4 ) .Ijlul( 5 ) .Nuh( 6 ) .Marhaswan