فصل دوم [ ذكر احوال نوح و فرزندانش تا ابتداى عمر ابراهيم ]
مشتمل است بر ذكر احوال نوح « 1 » و فرزندانش تا ابتداى عمر ابراهيم « 2 » كه مدّت آن هشتصد و نود و دو سال بود ، و تفصيل آن از گاه ولادت تا آنگاه كه حقّ تعالى مردم را به طوفان وعده داد ، چهارصد و هشتاد سال بود ، و بعد از بيست سال ديگر نوح را سه فرزند شدند : سام « 3 » و حام « 4 » و يافث « 5 » و در آن وقت عمر نوح پانصد سال بود ؛ و يافث مهتر بود به قدم سال و سام را بر او شرف بود نه به زمان و سن مجرّد ، و سبب تقدّم چند چيز بود : اوّل آنكه وصىّ پدر بود و خليفهء او ؛ ديگر آنكه پدر انبيا بود ؛ ابتداى ايشان هود « 6 » و بعد از ابراهيم و اسحاق « 7 » و يعقوب « 8 » و غيرهم . از اين روى سزاوار تقدّم شد و مردم آن دور در ظلم و تعدّى اسراف مىنمودند ، و بارى تعالى ايشان را به سبب توبت صد و بيست سال مهلت داد .
و در اين مدّت نوح را فرمود تا كشتى بسازد از چوب تا آب از او ترشّح نكند ، طول او سيصد گز و عرض او پنجاه گز و عمق او سى گز و سطح او يك ذراع « 9 » منتهى شود ؛ و سه طبقه بود تا باشد كه در اين مدّت توبت را مستعد گردند ، و از هر حيوانى يك جفت از نر و ماده [ كه ] ماكول اللحماند ، هفت جفت با خود در كشتى آرد ، و از ديگر حيوانات دو جفت ، و از اغذيه و اطعمه آنچه موافق مزاج هريك بود به ذخيره بردارند چنان كه هريك را بقاى نوع [ بود ] و شخص فانى نگردد .
نوح امتثال فرمان حق كرد بىزيادت و نقصان . آنگاه به نوح وحى آمد كه وعده منقضى شد و بعد از هفت روز ديگر آبها روان خواهد شد بر روى زمين
هامش
( 1 ) .Nuh( 2 ) .Ibrahim( 3 ) .Sam( 4 ) .Ham( 5 ) .Jafit( 6 ) .Hud( 7 ) .Ishak( 8 ) .Ja'kub( 9 ) .dira '