تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
سالو « 1 » بود ، و در كنار او دختر ملكى بود از ملوك [ مدين ] نام او كزبى « 2 » بن صور « 3 » در قبّه‌اى بودند و با يكديگر جمع در حالت زنا . نيزه بزد و هر دو را به نيزه بر دوخت و از زمين در ربود و از قبّه بيرون آورد و بر سر نيزه كرده ، گرد همه لشكر بنى اسرائيل بگردانيد . پس هيبتى و خشيتى عظيم در دل بنى اسرائيل افتاد . از زنا كردن باز ايستادند و توبت كردند . پس فنحاس « 4 » دعا كرد . سخط و غيرت حق تعالى از ايشان مرتفع شد و وحى كرد به موسى « 5 » به سعادت و هدايت فنحاس كه امامت از آن او و نسل او خواهد بود . او را به جنگ اهل مدين « 6 » فرستاد . پس [ موسى ] دوازده هزار مرد از هر سبطى جمع كرد و به [
v
285 ] فنحاس سپرد و او به جنگ ملوك مدين رفت و شهرهاى ايشان بگرفت و مردم را اسير كرد . و در آن ممالك پنج ملك بودند بدين تفصيل : [ ملك آوى ، « 7 » ملك راقم « 8 » ، ملك صور ، ملك حور « 9 » ، ملك رابيع « 10 » ] ، و بلعام « 11 » ساحر كه اصل اين فتنه‌ها از او بود ، اگرچه از آن ديار نبود ، ليكن چون بشنيد كه تدبير و حيلتهاى او درست [ آمده و به سبب او بلا و و با ] سوى ايشان بازگشته تا حقّ السّعى خود قبض كند ؛ فردّ اللّه كيده فى نحره و قتل بذنبه . آنگاه فنحاس با غنايم و اموال به خدمت موسى بازگشت و عازار « 12 » بن هارون الامام و از لشكر فنحاس جز يك كس كم نشده بود ، و از لشكر ايشان مبلغ بيست و چهار هزار كس كشته شده بودند . قربانها كردند و شكر حق تعالى بگزاردند و غنايم را ضبط كردند ، مبلغ ششصد و هفتاد و پنج هزار سر گوسفند بود و هفتاد و دو هزار سر گاو و شصت و يك هزار سر خر ؛ و از دختران بكر سى و دو هزار نفر برآمد ، و ديگر چهارپايان را چون اسب و اشتر
هامش
( 1 ) .Salu( 2 ) .Kazbi( 3 ) .Sur( 4 ) .Finhas( 5 ) .Musa( 6 ) .Midian( 7 ) .Awi( 8 ) .Rakim( 9 ) .Hur( 10 ) .Rabi '( 11 ) .Bal'am( 12 ) .'Azar