تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
شركت يكديگر به سنگ اشارت كردند . به موجب فرمان آب از سنگ بيرون آمد . گفتند به بنى اسرائيل : آب از بهر شما از سنگ بيرون آريم . حق تعالى ايشان را بدين سخن مؤاخذت كرد و فرمود كه به شام نروند ؛ و از آنجا به جبل الجبال رحلت كردند و در اوّل ماه پنجم از سال چهلم كه غرّهء شهر آب « 1 » بود ، هرون « 2 » [
r
285 ] امام متوّفى شد ، و جمله عمر او صد و بيست و سه سال بود ، و در آن كوه كه امروز به كرك « 3 » و شوبك « 4 » معروف است او را دفن كردند به فرمان خداى تعالى ، و متوّلى آن موسى « 5 » بود و العازار « 6 » پسرش كه خليفه و قائم‌مقام او بود و تمامت اقوام بنى اسرائيل به تعزيت او جمع شدند ، و مدّت سى روز تعزيت عظيم داشتند با ندبه و بكا ، و آن بركت كه بر سر و پيرامون ايشان درآمده بودى و ايشان را از آفات و بليّات نگاه‌داشتى برخاست . و كناعشون به جنگ ايشان آمد و جماعتى را اسير كردند و جماعتى را هلاك . پس بنى اسرائيل بترسيدند و هشت مرحله باز پس نشستند و از حق تعالى استعانت خواستند . و حقوقى كه بر ايشان متوجّه بود در حال استقرار ايشان و تعزيت هرون امام قضا كردند ، و موسى دعا كرد تا حقّ تعالى به بركت دعاى او غمام باز سر ايشان فرستاد ، و چون ايّام حزن هرون منقضى شد از آن مراحل بازگشتند و پيشتر آمدند . چون به وادى ارنون « 7 » رسيدند ، سيحون « 8 » ملك حشبون « 9 » به ايشان بازخورد و جنگ كرد ؛ و او پادشاهى معظم قوى بود . حق تعالى ايشان را بر او ظفر و نصرت داد تا او را با اعوان و انصار هلاك كردند و ملك او در تحت تصرّف آوردند ، و از آنجا نقل كردند و متوجّه بسنه « 10 » شدند .
هامش
( 1 ) .Ab( 2 ) .Harun( 3 ) .Kark( 4 ) .Saubak( 5 ) .Musa( 6 ) .Al'azar( 7 ) .Arnun( 8 ) .Sihun( 9 ) .Hasbun( 10 ) .Basnah