تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ملك بسنه « 1 » ايشان را پيش آمد كه معروف است به عوج « 2 » عنق « 3 » ، و گفته‌اند كه او پدر سيحون « 4 » بود ؛ و عوج پادشاهى بزرگ بود به قوّت و شوكت و متهوّر و مهيب ، و به خلقت عظيم بزرگ بوده است . بنى اسرائيل از او سخت بترسيدند . آنگاه حق تعالى به موسى « 5 » ندا كرد تا از عوج مترس كه زود باشد كه به دست تو كشته شود و قوم او همه نيست گردند ، و تو بر ديار او مالك شوى . بعد از آن به موجب امر خداى تعالى عوج را و لشكر را هلاك كردند و بر بلاد و ديار او مالك شدند ، و آن شصت پاره شهر است مشهور به حصن محكم . پس آنجا مقام كردند تا وقتى كه شهرها را بر انضباء مقرّر اسباط قسمت كردند . نصفى مر سبط روبان « 6 » و سبط گاد « 7 » و نصفى مر سبط ميشا « 8 » را . و چون بالاق « 9 » بن صبّور « 10 » ملك موواب « 11 » واقعهء عوج بشنيد عظيم شكستهء دل و منقسم ضمير شد و بترسيد . با دشمنان مهادنه كرد و از پادشاهانى كه به او نزديك بودند استعانت خواست جهت دفع بنى اسرائيل ؛ و از اطراف لشكر بسيار جمع كرد . بلعام « 12 » بن باعور « 13 » كه ساحر بود ، طلب داشت تا جهت دفع بنى اسرائيل سحر كند تا به واسطهء سحر ايشان را قهر كند ؛ و اين بلعام به ساحرى مشهور بود . او را مالى وافر بخشيد و به مواعيد مستظهر گردانيد . بلعام بيامد با رسولان بالاق . حقّ تعالى ملكى بفرستاد تا در راه او آمدند ، و ماده خرى كه در زير بلعام بود از جادّه بگردانيد . بلعام او را تازيانه‌اى چند بزد تا به راه رود . ماده خر او را در تنگناى برد و بر ديوار زد و پايش شكافته شد . ديگر بارش بزد تا به جايى رسيد كه از تنگى مجال خروج نبود نه امكان دخول . فريشته‌اى بر صورتى مهيب خود را به ماده خر نمود . شمشير كشيد .
هامش
( 1 ) .Basnah( 2 ) .Ug( 3 ) .'Anak( 4 ) .Sihun( 5 ) .Musa( 6 ) .Ruuban( 7 ) .Gad( 8 ) .Misa( 9 ) .Balak( 10 ) .Sabbur( 11 ) .Mu'ab( 12 ) .Bal'am( 13 ) .Ba'ur
جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 87 | رشيد الدين فضل الله همدانى