تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
زين‌سان كه چرخ نيلگون كرد اين بناها را نگون * ديّار كى گردد كنون گرد ديار يار من نتوان گذشت از منزلى كانجا نيفتد مشكلى * در قصّهء سنگين‌دلى نوشين‌لبى سيمين‌ذقن
و با جمله بلاد خراسان و نواحى عراق اين معامله بكردند ، مگر به شهر هرات كه سورى محكم داشت ، بيضهء شهر به سلامت بماند ، امّا خارج شهر خراب و غارت كردند ، و هشت ماه در نبلان ( ؟ ) هرات بود ، و مردم دزديده مىآمدند و مىرفتند . و سلطان سنجر دو سال در ميان ايشان بماند ، تا اتّفاق افتاد كه به در بلخ شدند ، و بعض از بندگان خاصّ سلطان چون مؤيّد آيپه و آقسنقور جامه‌دار و لاچين خوارزمى و الپ‌سنقور شامى و جماعتى ديگر با خدمت سلطان به اسيرى آمده بودند و عاجزى ، و خود را بر غزان بسته كه ما را جاى ديگر امكان مقام نيست . هرچند اين حيلت كرده بودند ، امّا بىحضور امراى غز چون قرقود و طوطىبك و سلمناجى و داوود بزرگ در پيش سلطان نيارستندى رفت و سخنى گفت و مفاوضه و مكالمه راند . تا عاقبت مؤيّد آيپه فوجى را بفريفت از غزان ، و به نان‌پاره‌اى بزرگ و ملكى از سلطان موعود كرد ، يك روز اين فوج را نوبت خدمت سلطان بود . به اسم تماشاى شكره برنشستند ، و اسپ تا لب جيحون براندند برابر ترمذ ، و از پيش لاچين خوارزمى دوپاره كشتى خريده بود ، و بر معبرگاه كيلفت در آب انداخته ، و چنان نمودند كه مىآزماييم ، اگر درست است بخريم و بدان تعيّشى كنيم . سلطان را از آنجا زود بگذرانيدند ، آنگاه ستوران را . و چون وقت فروآمدن سلطان درگذشت و نيامدند ، امراى اغوز جمله برنشستند و بر اثر رفتند . چون به كنار آب رسيدند ، ايشان از آب گذشته بودند . خايب و خاسر بازگشتند .
جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 69 | رشيد الدين فضل الله همدانى