تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
كه منزل تو كاروان‌سراى است يا صحرا ، و نفقه و اخراجات از كيسهء خود بايد كرد . مقام تو اينجا همان مقدار باشد كه زر وزن و نقد كنند . غلام سخنى افزونى بگفت ، خواست كه پاى از حدّ ادب بيرون نهد ، او را گفت : باادب باش ، و الّا بفرمايم كه همين ساعت ترا از در سراى درآويزند ، و صد هزار دينار ديگر به اضافت اين مال برم كه بهاى هزار غلام نيكو باشد هريك به از تو . غلام بترسيد ، به يك هفته كار او بساخت ، چندانكه وزن و نقد كردند كه دانگى قرض نكرد ، و نه ملكى فروخت . و بفرمود تا درختها بر مقدار سه شبر ببريدند ، و ميانشان كاواك و تهى كردند ، هشتاد پاره‌چوب و كيسه‌هاى زندنيجى بدوختند ، و در هركيسه‌اى ده هزار دينار [ تعبيه ] مىكردند ، و در ميان اين چوبهاى مجوّف نهادند ، و تخته‌اى بر سر آن مىدوختند ، و كمرهاى آهن در گرد آن مىگرفتند ، و بر چهل سر استر هشتصد هزار دينار با اين غلام روانه كرد ، و يك پول به غلام نداد . غلام به كمتر از يك ماه به اصفهان رسيد ، و آن حمل پيش سلطان نهاد . سلطان پرسيد كه اين مال بدين زودى از كجا حاصل كرد ؟ غلام گفت : همه از خانهء خويش بيرون آورد ، و اين [ قدر ] روزگار نيز در وزن و نقد و تعبيه كردن رفت . سلطان در آن حال و كثرت مال آن مرد تعجّب نمود ، و خواجه احمد را به دو تسليم كرد ، تا انتقام خويش از او بكشيد ، و هرچه در حقّ سيّد ابو هاشم سگاليده بود ، بدان گرفتار شد . و چنين گفته‌اند كه : بالمال تهان اعناق الرجال . ولادت سلطان محمّد در شعبان سنهء اربع و سبعين و اربعمايه بود ، و اوّل پادشاهى او بعد از وفات بركيارق در سنهء ثمان و تسعين و اربعمايه . مدّت پادشاهى او سيزده سال تمام بود ، و مدّت عمرش سى و هفت سال و چهار روز بود . حليت او ، تمام‌بالا كشيده‌ابرو ، لون اندك‌مايه به زردى مايل ، محاسن سياه و انبوه به طول مايل ، و اللّه تعالى اعلم .
جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 54 | رشيد الدين فضل الله همدانى