خامسهم السلطان غياث الدّنيا و الدّين ابو شجاع محمّد بن ملكشاه ابن محمّد بن چغرىبك بن ميكائيل بن سلچوق
سلطان محمّد بن ملكشاه پادشاهى بود به عدل و عفّت آراسته ، و به دين و ديانت موصوف ، صايبراى صادقوعد ، در اعزاز دين و قمع ملاحده مجاهدت بىاندازه كرده ، و در حفظ بيضهء اسلام يد بيضا نموده ، و به داس قهر خار كفر و بدعت دروده ، و هركه دژكوه به در شهر اصفهان ديده باشد ، داند كه او در فتح آن قلعه و قمع آن طايفه چه زحمت و كلفت تحمّل كرده و سختى كشيده ، مدّت هفت سال در آن مجاهدت نياسود ، تا هركرا با ايشان نسبتى بود ، همه را نيست كرد ، و جرثومهء ايشان از بيخ بكند .
بغايت كريم و خيّر و جواد بود ، و عفيفنفس متّقى متورّع پارسا ، و مكوس و ضرائب از حجّاج و تجّار بينداخت ، و هرقصّه كه به او دادندى ، تا آخر تمام بخواندى ، و به موجب عدل و انصاف و راستى جواب آن فرمودى .
در ابتداى حال پادشاهى به بغداد رفت به جنگ صدقه و اياز ، كه بندهء پدرش بودند و عاصى شده ، و سپاهى بىقياس بر ايشان جمع آمده ، چنان كه در مصاف شوكت و عدّت ايشان بر سلطان راجح بود . سلطان را مدد آسمانى و نصرت ربّانى بودى .