تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
نهم رمضان اين سال او را بكشتند . آنگاه تتش عمّ بركيارق پسر الپ‌ارسلان كه شام و دمشق اقطاع او بود از ملكشاه بعد از برادر طلب ملك كرده ، و چهار ماه در بغداد خطبه به نام او كردند ، خروج كرد . به كهستان عراق آمد . سلطان بركيارق به اندك لشكر به اصفهان شد ، كه طاقت مقاومت ملك تتش نداشت . و تركان خاتون نمانده بود در رمضان سنهء سبع و ثمانين و اربعمايه ، و شوال اين سال بركيارق در اصفهان شد ، و برادرش محمود به استقبال او به درآمد ، و از پشت اسپ يكديگر را دركنار گرفتند . بركيارق از روى شفقت و اخوّت او را بوسه داد و گرم بپرسيد . هم در روز انر و بلگابك كه امير بزرگ و پسرخواندهء ملكشاه بود ، و تبع بسيار و غلامان بىشمار داشت . بركيارق را در كوشك ميدان اصفهان بازداشتند ، و اتّفاق كردند كه او را ميل كشند ، كه از او هراسان بودند ، و ولىّعهد او بود ، تا ملك بر محمود قرار گيرد . ناگاه محمود * را آبله برآمد ، مصلحت در توقّف ديدند ، تا حال محمود به چه رسد . محمود هم در آن هفته در شوّال سنهء سبع و ثمانين و اربعمايه وفات يافت . بركيارق را برون آوردند ، و بر تخت نشاندند ، و مؤيّد الملك پسر نظام الملك از خراسان دررسيد ، به وقت كار وزير شد ، و بركيارق را نيز آبله برآمد ، چنان‌كه از او نيز مأيوس شدند ، و طمع حيات ببريدند . پس شفا يافت و تندرست گشت ، سپاه جمع كرد ، و به همدان آمدند ، و با تتش مصاف دادند در صفر سنهء ثمان و ثمانين و اربعماية ، و ظفر بركيارق را بود . و در مصاف تتش كشته شد ، عمرش سى و سه سال و پنج ماه بود . در اثناى آن فخر الملك بن نظام الملك از خراسان برسيد ، و بسيار آلت پادشاهى و پيش‌كشى و تجمّل از براى درگاه سلطان آورد از سراپردهء جهرمى و نوبتى اطلس و سلاحهاى نيكو و ساختهاى مرصّع ، و وزارت بستد .
جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 42 | رشيد الدين فضل الله همدانى