اين ذيل ابو حامد محمّد بن ابراهيم تأليف كرده است بعد از تصنيف اصل و آن مشتمل است بر خاتمهء كار سلطان طغرل
در وقتى كه جهان از امن و راحت در آرايش بود ، و دل و جان خلايق در آسايش ، چون ابو حامد محمّد بن ابراهيم اينجا رسيد ، خواست كه تتمّهء اين تاريخ تا آخر عهد و خاتمت سلطنت در قلم آرد ، و اين ذيل در ربيع الآخر سنهء تسع و تسعين و خمسمايه هجرى نوشته آمد ، هشت سال و دو ماه از واقعهء سلطان سعيد شهيد طغرل بن ارسلان گذشته ، فرياد از نهادش برآمد ، و اين يك بيت از گفتار سنايى در قلم آمد :
شعر
سر الپارسلان ديدى ز رفعت رفته بر گردون * به مرو آ تا به خاك اندر تن الپارسلان بينى
سلطان طغرل پادشاهى با عدل و سياست بود ، كه ايزد تعالى از خلق و خلق و عدل و عنف و هنرها هيچ از او دريغ نداشته بود . در مردى رستم عهد بود ، و در عدل و سخاوت و بلاغت يگانهء دهر ، عالمدوست و درويشنواز بيش از حدّ . امّا او را يك عيب بود كه بر ساقه افتاده بود ، تا اتابك محمّد