ايشان اعتماد بر عون حق تعالى كرد ، و به قوّت بازوى كامگار كه داشت به مدّت يك ماه دو تاختن كرد يكى به پارس و ديگرى به آذربيجان ، و ملك دو اقليم به اندك روزگارى مستخلص كرد ، و دو ملك طامع را به ملازمت و نشستن قلاع قانع كرد بىمنّت و معاونت امراى اطراف ، و هواخواهان دولت لا جرم چون بديدند كه دولت متابع تيغ او است ، و اقبال ملازم ركاب او و جهان مسخّر فرمان او ، از روى عجز سر بر خطّ بندگى نهادند ، و پاى بر جادّهء اخلاص و وفا ثابت گردانيدند .
و بعد از ظفر و نصرت بر بلاد و قمع و قهر اضداد هيچ شخص را در آن فتور دوهوايى مؤاخذت نفرمود ، و چنان كه از طينت و عنصر لطيف و حسن اخلاق او سزد همگنان را بنواخت ، و به زيادتى نانپاره و اقطاع مخصوص گردانيد ، و شعار استشعار از روى كار ايشان برداشت ، تا جمله در مشرع عذب و مرتع خصب ايمن و آسوده مىباشند ، و دوام دولت و شمول نعمت او از خداى تعالى مىخواهند . از فرط اين معدلت و فيض اين عاطفت آن تقاضا مىكنند ، كه تا نه بس روزگار تمامى اقاليم جهان در تحت فرمان و ضبط بندگان سلطان اعظم آيد . خاصّه كه هرروز اين سلطان جمشيدفرّ حيدردل تهمتنتن حاتمكف كه دولتش به دوام مقرون باد ، و زندگانى به كام دل موصول ، بر وى اثرى از آثار سلطنت و جهاندارى پديد مىآيد ، و رشدى از خصايص پادشاهى ظاهر مىگردد ، و امارت جهاندارى بر صفحات ناصيهء او معيّن مىشود ، و اميد بندگان و امراى دولت در ايّام سلطنت او به غبطت استدامت مىپيوندد . چه هيچ پادشاه را از پدران و جدّان او اين خصايص جمع نبوده است ، و اين ممالك به ارث به ايشان نرسيده كه به دو رسيد .
اميد است به فضل حق تعالى كه با اين كمال عقل و وفور علم و شمول حكم و نشر عدل و تيقّظ و تحفّظ از مصالح بلاد و عفّت نفس شريف و علماء دوستى و مداومت بر خطّ و بلاغت و چابكسوارى و نيزهدارى و هنرها و
جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١٢١