آثارنيايش : برومر در بيان آثار دعا به مسئله خودسازى اشاره كرده و معتقد است كه نيايش شيوه مهمى است كه در آن ما خودمان را تربيت مىكنيم . او خاطر نشان مىكند كه در « حال نماز ، مؤمن به طور مكرر خود را به گونهاى مىسازد كه جهان را به شيوه خاصى ببيند ، شيوهاى كه هر روز در آن ، تجارب او با آنچه او واقعيت مناسب مىپندارد هماهنگ و مطابق مىشوند ؛ او به طور مكرر حيات عاطفى و رفتار خود را متوجه اين واقعيت و مطابق آن مىكند . در اين شيوه ، نيايش چيزى مىشود كه درورى (
Forms of Life
) آن را مكتب شهود (
Calvin
) مىخواند . در دعا و نماز مىآموزيم زندگى و جهان را بر اساس ايمانمان بفهميم و زندگىمان را مطابق با اين شيوه ديدن پويا نگه داريم . برومر ، در بيان آثار دعا ، به مسئله عشق ورزى نيز اشاره مىكند . او معتقد است كه مؤمنان در دعاى خود بسان زندگيشان تمرين عشقورزى با خدا مىكنند و نه اينكه صرفاً با دعا تمرين كنند . تمرين دعا شبيه تمرين شنا نيست كه بدون رفتن در آب بتوانى انجام دهى . مؤمنان در دعا در واقع در پى ايجاد ، بازسازى و اعتراف به دوستىشان با خدا هستند . دعا و زندگى عاشقانه ، بدون يكديگر ، غير ممكناند . لذا بيهوده است اگر گمان كنيم كه اگر آن دعا در همه زندگى ما ظهور و تجلى پيدا نكرده باشد ، مىتوانيم از طريق دعا به قرب جوار خداوند نايل شويم . به عبارت ديگر ، به لحاظ منطقى محال است كه زندگى عاشقانه داشت و حال آنكه اين عشق ايجاد و پى در پى احياء نشده باشد به اين واقعيت در ستايش و سپاسگذارى اذعان و اعتراف مىشود .