مرحله تصوير كردهاند : « تزكيه » ، « اشراق و الهامات » و « فناى فى الله » . برومر براى هر يك از مراحل ، مثالهايى از عشق زمينى براى مخاطبان بيان كرد و اين نكته را يادآور شد كه فراز و نشيب عشق همانند رعد و برق آسمانى سريع مىآيد و زايل مىشود و اين سالك است كه بايد فرصت را مغتنم شمارد . اگر اين وصال دايمى باشد ، معناى جذبه و شور و اشتياق از دست مىرود . عاشق خداوند همه انسانهاى ديگر را از آن رو كه با خدا مرتبطند ، دوست مىدارد . برومر سه تفسير براى « يكى شدن با خدا » نقل كرد و در پايان ، از نگاههايى كه مىكوشند ، خلسههاى عرفانى را از طريق دارو ، مواد مخدر و شراب به دست آورند و يا درصدد نوعى « مشابهت سازى » اند ، انتقاد كرد .
برومر در نشست دوم از مباحث عرفانى و عاشقانه دانشگاه شيراز از « الگوى عشق به خداوند » سخن گفت و به تبيين راههاى ارتباط آدمى با خداوند پرداخت و راه عشق را بر راههاى ديگر ترجيح داد . برومر در اين باره ، كتابى را با عنوان « الگوى عشق (
The Model of love
) » نگاشته است .
برومر در نشست خود در دانشگاه اصفهان اين پرسش را مطرح نمود كه : « ما در هنگام دعا چه مىكنيم ؟ » او در اين باره ، كوشيد با وام گرفتن از مفاهيم و اصطلاحات ويتكنشتاين ، زبان دعا و نماز را براى حاضران به شكل فلسفى تبيين كند . « بازيهاى زبانى » (
John Drury
) و « شيوه زندگى » (
School of seeing
) از مشهورترين اصطلاحات فلسفى ويتكنشتاين هستند كه به گونهاى بديع در جهت معنادار كردن زبان و گزارههاى دينى به كار