گرفته شدهاند . برومر با تكيه بر اين مفاهيم ، معتقد است ما بايد با قواعد اين بازى به خوبى آشنا شويم . ما در مناجات و دعا مىكوشيم با رعايت قواعد بازى ، زندگى خود را تفسير مجدد كنيم ، معنا ببخشيم و از بيهودگى نجات پيدا كنيم . اگر دعا و نماز من چنين خاصيتى ندارد ، قواعد بازى را نياموختهام .
نيايش و انواع آن : برومر در تجزيه و تحليل « نيايش » و انواع آن معتقد است كه در نيايش ، مؤمنان محبت خويش به خداوند را ايجاد ، بازسازى و به آن اعتراف مىكنند . در خواستن چيزى از خداوند ، به وابستگى خويش به او اعتراف مىكنيم و اين اعتراف شرط لازم براى ايجاد رابطه شخصى با خداوند است . اعتراف به گناه و درخواست عفو و بخشش خداوند شرط لازم احياى رابطهاى است كه از طريق گناهان خويش به آن آسيب رساندهايم . اين را شايد بتوان دعاى طلب ناميد . در دعاى شكر گزارى و ستايش به اين حقيقت اعتراف مىكنيم كه خدا با لطف خويش مىخواهد رابطه دوستىاش با ما برقرار شود . در اين معنا ما مىتوانيم با تعريف كالون (
Language
) از دعا به عنوان « تمرين ايمان » هم رأى باشيم . هم دعا و هم شكل زندگى مؤمن با مثلثى تعريف مىشوند ؛ چرا كه هر دو سه مؤلفه دارند ، خدا ، مؤمن و جهانى كه مؤمن در آن به سرمىبرد و عمل مىكند . مؤمنان در زندگى خويش از طريق محبت خداوند به اين جهان مرتبط مىشوند . مؤمنان در دعاى خويش رابطهاى را از خدا مسئلت مىكنند كه بر اساس آن هستى آنها در اين جهان تعين پيدا مىكند .