يافتنها تقريبا همواره يكسان است : يك درد بسيار شديد و بعد احساس شفا يافتن . در چند دقيقه و حداكثر تا چند ساعت آثار بيمارى محو مىشود و جراحات و صدمات جسمى و آناتوميك آن نيز التيام مىيابد . اين معجزه با چنان سرعتى سلامت را به بيمار باز مىدهد كه هرگز حتى امروز جراحان و فيزيولوژيستها در طول تجربياتشان مشاهده نكردهاند . براى اينكه اين پديدهها بروز كند نيازى نيست كه حتما خود بيمار نيايش كند ، اطفال كوچكى كه هنوز قدرت حرف زدن نداشتهاند و همچنين مردم بىعقيده نيز در لورد شفا يافتهاند ليكن ، در كنار آنها كسى نيايش مىكرده است . نيايشى كه به خاطر ديگرى انجام شود همواره اثر بخشتر است .
چنين به نظر مىرسد كه اجابت دعا بستگى به شدت و حالت ( كيفيت ) آن دارد . امروز كرامات و معجزات در لورد بسيار كمتر از چهل سال يا پنجاه سال پيش صورت مىگيرد . زيرا بيماران ديگر امروز آن معنويت عميق و پر خلسه اى را كه در گذشته برلورد حكومت مىكرد نمىيابند ، زوار ، سياح شدهاند و دعاهايشان ابتر گشته است . اينها است آن دسته از آثار نيايش كه من نسبت بدانها يك نوع شناخت مسلم و قطعى دارم . علاوه بر آن بسيارى نتايج ديگر نيز هست .
تاريخ حيات اولياء خدا و حتى مردم متجدد امروز حاوى نكات معجزهآساى بسيارى است . شك نيست كه غالب كراماتى كه به كشيش آرس (
ARS
) نسبت مىدهند حقيقت دارد . هنگامى كه اين همه حوادث خارقالعاده دست به دست هم داده از پيش چشم ما مىگذرند ما را وارد