چه در اندام ما قرار دارد ولى در عين حال دنبالهاش به خارج از اين جهان مادى كشيده مىشود .
از طرف ديگر ، بدن زنده كه مستقل از مكان ماديش ، يعنى جهان طبيعت خودنمايى مىكند ، جزء لاينفك آن است . زيرا ، همين بدن از نظر احتياج دائميش به اكسيژن ، هوا و غذايى كه زمين برايش فراهم مىآورد بدان صميمانه بستگى دارد . ما مىتوانيم چنين معتقد باشيم كه ما در يك كانون معنوى غرقهايم كه در آن بيشتر از جهان مادى ( هوا ، زمين ) ، گام بر مىداريم . اين كانون معنوى جز آن موجود باقى و فاعل ما يريد و ابدى در ميان همه و برتر و بالاتر از همه كه او را خدا مىخوانيم نخواهد بود . بنابراين مىتوان نيايش را مامور روابط طبيعى ميان روح انسانى با موطن مالوف و جايگاه اصليش دانست و آن را همچون يك فعاليت حياتى كه به ساختمان وجودى مامتعلق است تلقى كرد و به عبارت ديگر نيايش را به چشم يك عمل عادى جسم و روحمان نگريست .
اثرات نيايش از ديدگاه الكسيس كارل : نيايش در روح و جسم ما تاثير مىگذارد ؛ اين تاثير با كيفيت ، شدت ، و تواتر نيايش بستگى دارد . شناختن اينكه « تواتر » نيايش چيست آسان است و تا حدودى « شدت » را نيز مىتوان دريافت . اما ، كيفيت آن ، سرزمين ناشناختهايست زيرا ، ما وسيلهاى براى سنجش ايمان و ميزان عشق ديگران در دست نداريم . معذلك ، طريقه زندگى كسى كه به نيايش مىپردازد مىتواند ما را با كيفيت دعايى كه وى
تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد ( ع ) بررسى اجمالى نكات تربيتى دعاى مكارم الاخلاق ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: محمد جواد لياقتدار
ص٨٧