مرور و مطالعه كرد . در ميان آثار بىشمار نيايش ، طبيب موقعيت بسيار مناسبى پيدا مىكند كه آثار پسيكوفيزيولوژى و درمانى آن را مورد بررسى قرار دهد .
فقدان نيايش در ميان ملتى برابر است با سقوط قطعى آن ملت . به هرحال مثل اينست كه هنگام نيايش خدا به انسان گوش مىدهد و به او جواب مىگويد . آثار نيايش واهى و خيالى نيست . نبايد احساس عرفانى را تا سطح اضطراب يك انسان در برابر خطرات و مجهولات جهان پايين آورد و نيز نبايد از نيايش به آسانى يك شربت مسكن ، يك داروى ضد ترس ، ترس از درد ، بيمارى و مرگ تهيه كرد . پس معنى احساس عرفانى چيست ؟ طبيعت كجا را در زندگى ما براى نيايش اختصاص مىدهد ؟ به هرحال اين جايگاه بسيار قابل اهميت است .
تقريبا « در تمام ادوار ، مردم غرب نيايش كردهاند . جامعه قديم اصولا » يك سازمان مذهبى بود . رومىها همه جا معابد را برپا مى داشتند . اجداد قرون وسطاى ما سرزمين مسيحيت را با كليساهاى بزرگ و محرابهاى « 1 » گتيك « 2 » مىپوشاندند . در زمان ما هنوز بر فراز هر دهكدهاى ناقوسى برپا است . مهاجرانى كه از اروپا آمدهاند نه تنها با دانشگاهها و كارخانهها بلكه به وسيله كليساها نيز در قاره جديد ( آمريكا ) تمدن غربى را برپا كرده اند .
هامش
( 1 ) -Chapelleبه معنى كليساى كوچك محراب
( 2 ) -Gothiqueيك نوع استيل ساختمانى منسوب به قبيله گت كه در قرون وسطى معمول بوده است .