نيايش بر روى صفات و خصائل انسان اثر مىگذارد ، بنابراين بايد نيايش را پيوسته انجام داد . اپيكتت مىگفت : « بيش از آنچه نفس مىكشى به خدا بينديش » . صبح نيايش كردن و بقيه روز را همچون يك وحشى بسر بردن بيهوده است . كوتاهترين انديشهاى كه در مغز خطور مىكند و يا درخواستى كه پنهانى در ذهن آدمى مىگذرد مىتواند انسان را در برابر خدا قراردهد ، در اين صورت براى يافتن هر راهى از نيايش مىتوان الهام گرفت . بنابراين نيايش خود يك طريقه زندگى كردن است . نيايش اگر در شرايط مناسبى انجام شود همواره نتيجهاى به دنبال خواهد داشت . رالف والدو امرسون « 1 » مىنويسد : « هيچ كس هيچ وقت نيايش نكرده است مگر آن كه چيزى دستگيرش شده است » .
با وجود اينكه مردم متجدد به نيايش به ديده يك عادت متروك مىنگرند و آن را يك رسم خرافى و باقيماندهاى از دوران توحش مى پندارند ، در حقيقت مىتوان گفت امروز ما تقريبا « از همه ثمرات نيايش محروم ماندهايم . حال ببينيم علل اين محروميتها چيست ؟ اولين علت آن اينست كه نيايش امروز بسيار به ندرت انجام مىشود . احساس عرفانى در ميان متمدنين در شرف نابودى است . مىتوان گفت عده فرانسويهايى كه نيايش مىكنند از چهار يا پنج درصد مردم تجاوز نمىكند . ثانيا » ، نيايش امروز غالبا « بىتأثير است . زيرا ، بيشتر كسانى كه اهل عبادت هستند
هامش
( 1 ) - امرسون يك شخصيت مذهبى اخلاقى در آمريكا است .