قدرت و اختيار بىپايان او نيست . زيرا اين محدوديتها به فعل برمى گردد نه به فاعل . توضيحاً آن كه ، بديهى است كه انسان توانايى ديدن و شنيدن را دارد ولى اصولًا ديدن و شنيدن جز با چشم و گوش نيست ، همين طور ، قدرت پروردگار حد و اندازهاى ندارد ولى چيزهايى كه مورد تعلق قدرت قرار مى گيرد محدود به حدود معين و متوقف بر اسباب مخصوصى است . مثلًا يك نفر انسان مشخصى را در نظر بگيريد ، اين انسان از جهات گوناگون محدود ، ممتاز و متفاوت از ديگران است . يعنى از پدر و مادر معين و در زمان و مكان معين متولد شده و وجودش وابسته به اسباب و شرايط خاصى است كه اگر يكى از آن شرايط نباشد آن شخص ، وجود خارجى پيدا نمىكرد . پس ، ايجاد اين شخص با اين خصوصيات متوقف بر وجود همه آن اسباب و شرايط است . بنابراين ، خود فعل ( آن شخص ) داراى حدود و قيود است ( پدر ، مادر ، مكان و زمان تولد و شرايط ديگر ) نه اين كه فاعل و قدرت فاعل مقيد و محدود باشد . خلاصه ، تضادى ميان دعا و درخواست از خدا با تحقق خواسته از طريق اسباب و نظام علت و معلول وجود ندارد . دقت در مطالب فوق و درك و فهم درست مطلب ، مىتواند شناخت و معرفت وسيعى به متربى در نظام تعليم و تربيت اسلامى بدهد به گونهاى كه در عين ارتباط با خدا و تصفيه دل از طريق دعا و اميد گرفتن از طريق اتصال و اتكا به قدرت لايتناهى خدا ، از كار و تلاش و همت بلند داشتن دريغ نمىورزد .
تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد ( ع ) بررسى اجمالى نكات تربيتى دعاى مكارم الاخلاق ( فارسى ) — صفحة 56
مساهمون: محمد جواد لياقتدار
ص٥٦