صورت نمىگيرد پس در هر حال دعا بىتأثير است . در پاسخ بايد اشاره نمود كه مقدر شدن يك امرى باعث نمىشود كه آن امر بدون اسباب و وسائل وجود پيدا كند . به طور مثال ، چيزى كه سوختن آن مقدر شده لازمه اش اين نيست كه بدون جهت و با نبودن هيچ امر سوزانندهاى بسوزد بلكه معنايش اين است كه آتش يا وسيله سوختن ديگرى فراهم شده و آن را مىسوزاند . دعا خود يكى از اسباب است . پس موقعى كه شخص دعا مىكند اسباب آن فراهم مىشود و لذا تحقق مىپذيرد . بنابراين مقدر بودن يك امرى با تأثير دعا منافات ندارد زيرا معناى مقدر بودنش اين است كه به واسطه دعا كردن و مستجاب شدن وجود پيدا كنند ، همانطور كه تقدير سوختن معنايش اين است كه بوسيله وجود آتش در شرايط مخصوصى بسوزد . به همين دليل است كه در روايات و به نقل از ائمه اطهار ( س ) آمده است كه دعا ، خود از مقدرات است . همچنين از پيامبر اكرم ( ص ) نقل شده كه « قضاء را جز دعا برنمىگرداند » . حضرت امام صادق ( ع ) نيز مىفرمايند : « دعا ، قضايى را كه محكم و پابرجا شده برمى گرداند » . امام كاظم ( ع ) نيز فرموده اند : « بر شما باد دعا كردن . زيرا دعا و درخواست از خدا بلايى را كه از مرحله قدر و قضاء گذشته و جز امضاء آن نمانده ( يعنى تمام اسباب آن فراهم شده ولى هنوز در خارج وجود پيدا نكرده ) برمىگرداند . » ( طباطبايى ، همان ؛ مطهرى ، انسان و سرنوشت )
تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد ( ع ) بررسى اجمالى نكات تربيتى دعاى مكارم الاخلاق ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: محمد جواد لياقتدار
ص٥٩