انسانهاى بسيار بزرگ نيز چنين حالتى دارند كه هنگام پريشانى ، افسردگى و اضطراب دوست دارند ديگران آنها را حتى در چيزهايى كه آنها مىدانند ، نصيحت و يادآورى كنند . گويى انسان طورى آفريده شده كه دوست دارد از زبان ديگران بشنود و اين ارزش موعظه و راهنمايى و تربيت را مىرساند .
فراز نهم
( اللّهمّ صلّ على محمدٍ و آله و سدّدنى لَان اعارض من غشّنى بالنّصح و اجزى من هجرنى بالبرّ و اثيب من حرمنى بالبذل و اكافى من قطّعنى بالصّلة و اخالف من اغتابنى الى حسن الذّكر و ان اشكر الحسنة و اغضى عن السيئة . )
« بار خدايا بر محمد ( ص ) و خاندان او درود فرست و مرا توفيق ده تا با كسى كه با من غش ( ناراستى ) نموده از روى اخلاص و دوستى رفتار كنم و كسى را كه از من دورى كرده به نيكويى پاداش دهم و كسى كه مرا نوميد گردانيده به بخشش عوض دهم ، و كسى را كه از من بريده به پيوستن مكافات نمايم و از آنكه از من غيبت نموده ( پشت سر بدگويى كرده ) به نيكى ياد كنم و نيكى را سپاس گزارده از بدى چشم بپوشم . »
نكته تربيتى
فراز 7 و 9 را مطالعه كنيد و بعد با فراز 8 مقايسه كنيد . ظاهراً فرازهاى هفتم و نهم مشابه هم و روى يك محور و محتوا مىچرخند و هر دو روشهاى تنبيه دوستان را يادآور مىشوند ، اما فراز هشتم روشهاى تنبه را