آنجا كه تقصير است ، بادا كه بخشايش آورم ،
آنجا كه تفرقه است ، بادا كه يگانگى آورم ،
آنجا كه خطا است ، بادا كه راستى آورم ،
آنجا كه شك است ، بادا كه ايمان آورم ،
آنجا كه نوميدى است ، بادا كه اميد آورم ،
آنجا كه ظلمات است ، بادا كه نور آورم ،
آنجا كه غمناكى است ، بادا كه شادمانى آورم ،
خداوندا ، بادا كه بيشتر در پس تسلى دادن باشم تا تسلى يافتن ،
در پى فهميدن باشم تا فهميده شدن ،
در پى دوست داشتن باشم تادوست داشته شدن ،
چه با دادن است كه مىگيريم ،
با فراموشى خويشتن است كه خويشتن را باز مىيابيم ،
با بخشودن است كه بخشايش به كف مىآوريم ،
با مردن است كه به زندگى برانگيخته مىشويم .
فراز هشتم
( اللّهمّ صلّ على محمد و آله و اجعلنى يداً على من ظلمنى و لساناً على من خاصمنى و ظفراً به من عاندنى و هب لى مكراً على من كايدنى و قدرة على من اضطهدنى و تكذيباً لمن قصبنى و سلامة ممّن توعّدنى و وفّقنى لطاعة من سدّدنى و متابعة من ارشدنى . )