اما سطح آگاهى انسان چهار محدوديت فوق را ندارد يعنى آگاهى و شناخت انسان اولًا از ظواهر اشياء مىگذرد و تا درون و ذات آنها نفوذ مىكند و ثانياً قوانين كلى و حقايق عمومى فراگيرنده جهان را كشف مىكند و از مرز فرديت و جزئيت عبور مىكند و ثالثاً مرز مكان را هم درمىنوردد و رابعاً مرز زمان را . يعنى هم بر گذشته و هم بر آينده خويش وقوف مىيابد . سطح خواستههاى انسان نيز به همين ترتيب متعالى است يعنى اولًا محدود در ماديات نيست بلكه موجودى ارزشجو و آرمانخواه و كمال مطلوب خواه است و ثانياً خواستههاى انسان عام و فراگيرنده همه بشريت مىتواند باشد و ثالثاً و رابعاً محدود به محيط زمانى و مكانى خاصى هم نيست و حتى گاهى آسايش خود را به خاطر آسايش ديگران و نجات بشريت فدا مىكند . « 1 » ( در اين مورد بحث مفصل است براى نمونه مىتوان به سيره انبيا و ائمه اطهار ( س ) و علما و مصلحين بزرگ اسلامى و حتى غيرتمندان غير مسلمان رجوع كرد . )
شرف علم اخلاق : ممكن است سؤال شود كه ملاك امتياز انسان برديگر موجودات چيست كه اين گونه خواستههاى متعالى را مىطلبد . در پاسخ بايد گفت همين نكته را علماى اخلاق مايه شرف علم اخلاق نسبت به ديگر علوم دانستهاند و لذا مؤلف كتاب جامع السعادات مرحوم علامه مهدى نراقى مىفرمايد : « علم اخلاق شريفترين و سودمندترين علوم است زيرا شرف هر علمى به موضوع و غايت آنست و موضوع اين علم ، نفس ناطقه
هامش
( 1 ) - براى اطلاع بيشتر به كتاب انسان و ايمان مرحوم شهيد مطهرى رجوع شود