تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
مقصود از آن به درستى حاصل گردد . چيزى كه هست هوشمندان زمان ما دست و پايى كرده السنهء متداولهء عصر را مأخذ قرار مىدهند و از ميان آنها لغات و اصطلاحاتى بيرون مىآورند و با اصطلاحات و لغات السنهء قديمه تطبيق و موازنه مىكنند و از اين راه - يعنى تطابق و توازن - درجهء نسبت و قرابت امم با يكديگر ايشان را معلوم مىشود . خطوطى كه از سوابق ايام در منقورات احجار و در الواح اقطار مانده همه خوانده شده اسلوب خط و ميزان صرف و نحو و معانى بيان آن به دست آمده و اگر قاموسى محيط مشتمل بر چهل پنجاه هزار لغت معمول آن زمان به دست نداريم كتابچه‌اى محتوى بر سه چهار هزار لغت داريم مركب از عبارات چند كه همان توليد صرف و نحوى كرده و تشكيل معانى بيانى داده است و از دانستن آن ، راه به جايى توانيم برد و از آن زبانهاى متروك چيزى فهميد . در چندين هزار سال قبل زبان سانسكريت در هند داير و در كار بوده و هنوز آثارى از آن ديده مىشود . همچنين زبان زند كه باختريان به آن تكلم مىنموده بقيه‌اى از آن است . ريشهء اين دو زبان يكى است يعنى زند از سانسكريت مشتق شده و همان‌طور كه زبان يونانى و لاتينى را با هم ربط و ارتباطى است آن دو زبان نيز با هم مربوط مىباشد و همين حالت را دارد السنهء عربى و عبرى و سريانى . و باز از زبانهاى قديم كه به واسطهء كتب دينى و غيره آثارى از آن مانده همان عبرى و سريانى مذكور است با حبشى و قبطى و فنيسى . از منقورات مصر و بابل و عراق عرب و ايران السنهء اهالى آسيرى يعنى بنى آشور و بابليها و خوزيها و ايرانيهاى قديم منكشف گشته و اين اكتشافات از مزاياى عصر و زمان ماست . در فرنگ زبان اسك و ادبرين و اتروسك و در آسياى صغير زبان اهالى ليسى و فريژى و در قسمت ديگر فرنگ ، زبان ايلليرى كه آلبانيها به بعضى از لغات