تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
خلقت آنها حاصل شده دقت مىنماييم و از آنجا مىفهميم كه در چند قرن پيش اين دو شعبه از هم جدا شده‌اند . لكن در اين تعيين و تحديد بايد به تقريب و تخمين قناعت نمود چه به تحقيق معلوم كردن زمان جدا شدن فلان شعبه را از فلان شعبه غالبا امرى محال مىنمايد . پس همين‌قدر درايت و اطلاع كه دانستيم فلان قوم از فلان قبيله جدا شده و تقريبا در فلان مائه از فلان محل به فلان مكان آمده كافى است و مقصود كه شناختن قبايل و سلاسل بنى نوع بشر و ابناى جنس باشد حاصل مىباشد . عجب آن است كه علماى قديم يونان و روم با آن‌كه ربط و ارتباطى با اهالى آسيا و آفريقا داشته‌اند ملتفت دقايق معرفة الامم نگرديده يعنى شباهت و مشابهت اقوام را به يكديگر نسنجيده و در نسبت السنه و اخلاق و عادات آنها دقتى ننموده و در اختلافات حاصله بعد از تفرق و تفريق غورى نكرده‌اند همين‌قدر زبانى كه غير از زبان خودشان بود آن را زبان وحشيان مىگفتند و فقط فرقى كه در ميان قبايل و امم مختلفه مىگذاشتند و تفاوتى كه فيما بين قرار مىدادند رنگ پوست بود . مثلا مىگفتند دو نوع انسان در عالم هست : سفيد پوست و سياه‌پوست ، و كليهء بنى نوع بشر يك‌جنس است منتهى اين كه چون در امكنهء مختلفه سكنى دارند به واسطهء اثر آفتاب و هوا رنگ جلد آنها تغيير كرده است و از اين جهت جماعت ترك و چينى كه در منطقهء بارده جاى دارند رنگشان مايل به زردى است و چون هواى مصر و نوبه گرم است اهالى اين دو مملكت سياه‌چرده مىباشند . خلاصه اين قلت تدبر و تعمق علماى يونان و روم در علم معرفة الامم ، دانشمندان اين زمان را متعجب مىسازد . عبريها كه در دورهء خود به اندازه‌اى راه تمدن پيموده بودند مىگفتند تمام خلق عالم را شجرهء نسبت به سه نفر منتهى مىشود : سام