تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
مفتوحه كه بر اول آن بيفزاييم و كاف را ساكن و راء را مفتوح كنيم اكرم مىشود يعنى اكرام كرد . و رجل كه به معنى مرد است يائى در وسط افزوده رجيل گوييم يعنى مرد كوچك . و علام كه به معنى دانشمند است چون مبالغه در دانش خواهيم ، هائى در آخر زياد نموده علامه گوييم يعنى بسيار دانشمند . و اين زبان را اهل اروپا « آگ‌گه لوتينانت » گويند يعنى قبول حروف زائده‌كننده . و در اينجا به جاى اين‌كه بگوييم جوهر كلمه تغيير كرده بهتر آن است كه بگوييم تركيب كلمه تغيير نموده است . اما زبان سيم آن است كه اشتقاق آن بسيار است و صيغ كثيره از يك مصدر در آن مشتق شود و اسامى و صفات عديده از يك اصل ساخته و مركب گردد و اين زبان را فرانسويها « فلكسيون » مىگويند . و فلكسيون در لغت به معنى انحنا و انعطاف است . و مقصود قابل انحنا و انعطاف است يعنى لغات معموله در اين زبان را مىتوان به اشكال مختلفه متشكل نمود و در معانى مختلفه استعمال و صرف كرد . به عبارة اخرى تصريف در اين زبان براى افعال و اسماء زياده از ساير السنه ممكن و در كار است و آن مثل زبان يونان و لاتين است نسبت به السنهء ساير ملل و ممالك فرنگ . و آنها كه در لغات اروپايى نظرى كرده دانند كه ريشه و اصل غالب لغتهاى فرنگى ، لاتينى و يونانى است چه هروقت محتاج به اسمى يا صفتى شده‌اند كه آن را در زبان خود نيافته و قواعد اشتقاق را هم در همان زبان مساعد نديده متوسل به زبان يونان يا لاتين گشته كلمهء بسيط يا مركبى از آنها استعاره كرده‌اند از قبيل تلگراف و فتوگراف و فونوگراف و غيرها . پس از اين مقدمه بايد دانست قبايلى كه در مشرق آسيا سكنى داشته و دارند به زبانى تكلم مىنمايند كه قواعد صرفى آن كم است پس زبان آنها « مونوسيلاب » است يا قليل الصرف و از آن قبايلند مردم