تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
همين ازمنه و قرون ، طوايف جرمن و سقلاب از آسيا كوچ كرده به اروپا رفته‌اند و اعراب و اتراك به مغرب آسيا و شمال افريقا مهاجرت كرده‌اند و اين قبايل بدوى در جاهايى سكنى گرفته كه تمدن روميها و يونانيها و ايرانيها آن امكنه را روشن داشته . پس بايد گفت قبل از اين تغييرات ، سوانح و انقلابات تاريخى و جغرافيايى و معرفة الامم محدود بوده و نويسندگان در ضبط حوادث به آنچه ديده و شنيده اكتفا نموده‌اند . در قرن شانزدهم مسيحى علم جغرافى قديم را فنى جداگانه قرار دادند و « ژئوگرافى آنسين » گفتند لكن اسم بود و مسمى نبود . اطلاعات علماى آن عصر با آن‌كه بالنسبه بسطى داشت اما در پيش آنچه ما امروز مىدانيم چيزى بشمار نمىآيد . آنها از حوادث و تواريخ فقط نقل اقوال نويسندگان سلف مىنمودند ديگر تحقيق و انتقاد امروزه در كار نبود . خلاصه بعد از آن‌كه معلوم شد در علم جغرافياى قديم ، ما را از علم تاريخ قديم گزيرى نيست و اين رشته را به آن شعبه بايد ملحق نماييم و براى كشف مطالب در هر دو نظر كنيم بايد متوسل به اسناد صحيحه شويم . سند شعبهء اول كه جغرافياى قديم يعنى علم به تغييرات مادى كرهء ارض و معرفت اقاليم و ممالك و بلاد است نقشه‌هاى مرسومه است يا شروحى كه با نقشه كمال ملازمه را دارد و باوجود اين دو انتقادات حاليه و تحقيقات هندسى نيز در كار است و بدون اين جمله ناقص و قليل الفايده خواهد بود . اما سند شعبهء تاريخى ، كتب تواريخ و ادبيات قدماست خاصه آن دو ملت كه آنها را ملل كلاسيك خوانده‌اند يعنى صاحب العلم و الادب و آن دو ملت ، يونانيها و روميها مىباشند چه از ادبيات و كتب قديم مشرق‌زمين چيزى كه قابل استناد باشد به دست نيست هرچه هست ناقص و ناچيز است اين است كه بايد پيروى ملتين كلاسيك نماييم و تخلف از آن را جايز ندانيم چه آنها در همان عصر و زمان به قدم تحقيق اين راه را پيموده و نسبت به وقت خود دقتى