شيخ فضل اللّه كه فروشندهء زمين ببانگ او ميبود ، و خود همچشم و هماورد بزرگ دو سيد شمرده ميشد ، بسيار برخورد ، و از جايگاهش نزد مردم بسيار كاست . همچنين ديگر ملايان از ديده افتادند .
بانگ بدولت گله نوشت و دادخواست ، و گفته ميشد بيست هزار تومان در ساختمان به كار برده بوده ، شاه دستور داد زيان او را بپردازند ، و بعلماء كارى ندارند .
كوشندگان رشتهء كوشش را از دست نهشتند ، و در آن چند روز كه از رمضان باز مانده بود ، باز در منبرها بدگويى از خودكامگى و بىپروايى عين الدوله ، و از ستمگرى حكمرانان شهرها كردند .
دژرفتارى و بدخواهى نوز و ديگر بلژيكيان ، و ستمگرى شعاع السلطنه در فارس و چوب زدن ظفر السلطنه بپاهاى حاجى ميرزا محمد رضا در كرمان ، عنوانهايى بود كه پياپى بميان ميآمد .
در اينميان در قزوين هم داستانى رو داد . و آن اينكه حكمران با يكى از ملايان بدرفتارى نمود . همچنين در سبزوار چنين كارى پيش آمد . اينها نيز بفهرست افزوده گرديد .
چوب زدن علاء الدوله بپاى بازرگانان
رمضان بپايان آمد و مسجدها تهى گرديد ، و علماء خواهناخواه بخاموشى گراييدند ، ولى در اينميان يك رفتار ناسنجيدهاى از علاء الدوله حكمران تهران ، دوباره آنان را به كار واداشت و ميدانى براى كوشيدن ايشان باز كرد .
چگونگى آنكه در اين روزها در تهران و ديگر شهرها قند گران شده و بهاى آن از پنجقران بهفت قران بالا رفته بود و انگيزه آن پيشآمد جنگ ميان روس و ژاپون ، و پيدايش آشوب و ناايمنى در روسستان گفته ميشد . چه قند براى ايران از روسستان فرستاده شدى . علاء الدوله حكمران تهران ، كه مرد گردنكش و سختگيرى ميبود ، خواست بازرگانان قند فروش را بكاستن از بهاى آن وادارد ، و اين كار را با زور و دژرفتارى پيش برد .
راستى اين بود كه عين الدوله چون او داستان پناهيدن بازرگانان بعبد العظيم و آن پيش - آمدها دلآزرده ميبود ، چنين ميخواست كه كينه از آنان جويد ، و آنگاه چشم علماء را هم بترساند ، و اين با دستور او بود كه علاء الدوله به كار پرداخت .
روز دوشنبه بيستم آذرماه ( 14 شوال ) هفده تن از بازرگانان بادارهء حكمرانى خوانده شدند . چند تنى كه رفتند ، با آنكه بازرگان قند نمىبودند و اين را در پاسخ علاء الدوله باز نمودند ، علاء الدوله گوش نداد و دستور داد چند تن را بفلك بستند و چوب بپاهاى آنان زدند .
در اينميان حاجى سيد هاشم قندى را ، كه يكى از بازرگانان بزرگ قند و خود مرد سالخورده و نيكوكار و ارجمندى ميبود ، و سه مسجد در تهران ساخته و بنيادهاى نيك ديگر هم گزارده بود ، آوردند