تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
بانگ آمده و استادانه چنين گفت : آقايان علماء ، در اين‌باره بدولت گله و آزردگى نمودند و نتيجه‌اى ديده نشد . ولى ما اميدواريم يك « عريضه » به خود اعليحضرت مظفر الدينشاه بنويسند ، كه باشد كه نتيجه دهد . بدينسان زمينه چيده و چنين گفت : « فعلا كاريكه از ما ساخته است اينست كه زحمت دو قدم را بر خود گزارده زيارتى از اموات و اجداد خود بكنيد ، بلكه يك وداع آخرين از پ 14 صدر العلماء قبور و استخوانهاى آنان بنماييد ، و فاتحه بر آنها بخوانيد ، و ارواح آنها را شاد كنيد . . . » ، اينها را گفته و از منبر بپايين آمده جلو مردم افتاد ، و رو بسوى سراى نيمه ساختهء بانگ نهاد . دويست تن كمابيش كارگر و گلكار كه سرگرم ساختن ميبودند ، همين كه انبوه مردم را ديدند ، دست از كار كشيده بگريختند و كسى بجلوگيرى نپرداخت . اين گروه چون فرا رسيدند ، طلبه‌ها و بستگان آقايان و كسانى كه براى اين كار بسيجيده شده بودند ، دست يازيدند و بكندن و انداختن سراى پرداختند . مردم چون چنين ديدند نايستادند ، و چه مرد و چه زن و چه خرد و چه بزرگ ، رو بويران ساختن آوردند . شور و هياهوى شگفتى پديدار گرديد ، و كوتاه سخن آنكه دو ساعت نكشيد كه همهء آن بنياد را برانداختند ، و جز آجر و تير و افزارهاى پراكنده و درهم ، نشانى از آن بازنگزاردند . كسانى گفته‌اند : ميرزا مصطفى بچهل تن مرد ، و بيست تن زن ، بهر يكى سه تومان مزد داده و براى اين كار آماده گردانيده بود . بدينسان دو سيد و همدستان ايشان ، با زور همدستى و پاكدرونى ، گفتهء خود را پيش بردند . جلوگيرى از آبادى و ويران كردن يكسراى نوساز ، خود نه چيزيست كه ما بنيكى ستاييم . ولى در اين پيش‌آمد ، و در اين راه كوششى كه دو سيد ، بنام توده ايران ، پيش گرفته بودند درخور ستايش است . اين كار بارج و نيروى ايشان افزود و تكان ديگرى بمردم داد . از آنسوى بحاجى -
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 57 | احمد كسروى تبريزى