پ 12 نوز با يكتن ديگرى از بلژيكيان در رخت ملايى ( اين پيكره گويا ديرتر بدست افتاده و عنوان هياهو نشده )
اينكه گفتهاند ، دو سيد و ديگران از مشروطه آگاه نميبودند ، و در عبد العظيم يا در سفارتخانه ، ديگران آن را به زبان ايشان انداختند ، سخنيست كه از دلهاى پاكى نتراويده .
در ايران بسيارند كسانى كه خود كارى نميتوانند و هميشه ميخواهند كارهاى ارجدار ديگران را هم از بها اندازند ، و بيخردانه زبان بچنين سخنانى باز ميكنند .
سرجنبانانى در ايران از بيست و سى سال پيش ، معنى مشروطه و چگونگى زيست تودههاى اروپايى را ميدانستند ، و سالانه كسانى باروپا ميرفتند و باز ميگشتند ، و آگاهيها از آنجا ميآوردند ، و از چند سال باز گفتارها دربارهء قانون و مشروطه در روزنامههاى فارسى نوشته ميشد . آرى توده انبوه و مردم بازارى از آن آگاه نميبودند ، ولى اين
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٠