تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
باشند ، و آنگاه بآمادگيهايى كوشند ، هر گروهى براى خود انجمنى مىساختند ، و از كوشش بهايهوى بس ميكردند . شگفتتر اين بود كه پس از پيشامد ميدان توپخانه ، كه در نتيجه شاهكار انجمن ايالتى تبريز محمد على ميرزا از در زبونى درآمد و بدستگيرى صنيع حضرت و ديگران گردن گزارد ، و آنان را دستگير كردند و كيفر دادند ، و سپس نيز بكشندگان فريدون زردشتى و به سيد محمد يزدى و برخى ديگر كيفر داده شد ، انجمن‌هاى تهرانى اينها را ميوه كوششهاى خود پنداشتند ، و خود را فيروز شمارده گردن افراشتند ، و سپس كه در پيشامد گرفتارى بمب‌اندازان باز در برابر دربار بالا افراشته در اينجا سخن خود را پيش بردند ، بيكبار فريب خورده آن دسته‌بنديهاى پوشالى خود را يك نيرويى بشمار آوردند ، و نازش و بالش بيشتر كردند در روزنامه‌ها ستايش از انجمنها ميرفت و نمايندگان مجلس فيروزيهاى اينان را بشهرها با تلگراف آگاهى ميفرستادند . كار بجايى رسيد كه در تبريز هم كسانى بانجمن‌سازى برخاستند و چند انجمنى بنامهاى اتحاد ، قدرت ، مشورت ، مساوات ، حقيقت و مانند اينها برپا گرديد . نقيخان رشيد الملك كه از فرمانروايى اردبيل برداشته شده بود ، بتبريز آمده در اينجا سر بميان مشروطه - خواهان درآورده انجمنى بنام « حشمت » برپا گردانيد ، و چون سپس همين نقى خان را در لشكر عين الدوله در ميان دشمنان مشروطه خواهيم ديد ، از اينجا پيداست كه اين انجمنها بيش از همه دستاويزى در دست سودجويان ميبود . چنان كه در تهران نيز عليخان ارشد الدوله كه سپس او را هم يكى از افزارهاى بزرگ كار محمد على ميرزا خواهيم ديد رييس انجمن مركزى ميبود و خود به همه انجمنها سرورى ميداشت . در جايى كه يك كسى با يك انجمن ساختن و يا در يك انجمن نام نويساندن از شمار آزاديخواهان رفتى و در همه‌جا نوازش و مهربانى ديدى و هر سودى كه خواستى بدست آوردى چرا نبايستى رشيد الملك و ارشد الدوله و رحيم خان و حاجى ميرزا حسن و ديگران مشروطه‌خواهى ننمايند و كار خود را از پيش نبرند ؟ ! . . در جايى كه آزاديخواهان براى فريب خوردن آماده مىايستادند چرا بايستى اينان از فريب دادن خوددارى نمايند ؟ ! . . اينان از يكسو با دربار بستگى ميداشتند و از يكسو با آزاديخواهان آميزش و همدستى مينمودند . بلكه در روزهاى آخر كسانى از نمايندگان مجلس نيز همين رفتار را ميكردند . چون از كارهاى محمد على ميرزا اين دريافته بودند كه بيك تاختنى بر سر مجلس خواهد برخاست هر يكى از راه ديگرى بستگى با دربار پديد مىآوردند ، و چنان كه خواهيم ديد همين نمايندگان در « خرده خودكامگى » در تهران ماندند و زيانى به آنان نرسيد . نمايندگان آذربايجان كه با آن پيمان و سوگند از تبريز روانه گرديده ، و با آن شكوه و پذيرايى بتهران رسيده بودند برخى از آنان نيز نامرديهايى از خود مينمودند :