تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
باميد سود با جنبش همراهى كرده بودند خود را بكنار كشيدند ، و حاجى شيخ فضل اللّه و همدستان او در تهران بدشمنى آشكار نيز برخاستند . از سوى ديگر اتابك سروزير گرديده از روى يك نقشه‌اى پافشارانه با مجلس بنبرد برخاست و از اينجا ايستادگى دربار در برابر مجلس رويه ديگرى به خود گرفت . اينهاست آنهاييكه مشروطه كوچك را ( از داده شدن فرمان مشروطه تا بمباران مجلس ) به دو دوره جداگانه بخشيده نه ماه نخست آن را از چهارده ماه بازمانده جدا ميگرداند . در اين دوره دوم مجلس نيز ارج خود را از دست داد زيرا آن شور آغاز جنبش در نمايندگان فرونشسته ، و از اينسوى چون گفتگو از قانون و شريعت بميان مىآمد ، بيشتر اينان يا از راه دلبستگى بكيش و يا از روى مردم فريبى ، هوادارى از شريعت مينمودند . گذشته از اينكه بسيارى در نهان با اتابك بستگى ميداشتند و هواى او را نگه ميداشتند . كارهاشان آنها بود كه يكايك نوشته‌ايم . در هر پيشامدى ناشايستى از خود نشان ميدادند و در برابر دربار زبون درمىآمدند ، و چون تبريز بفريادشان رسيده از گرفتارى رهاشان ميگردانيد ، باز ناشايستى از سر ميگرفتند . خودشان كارى نميكردند و كارهاى ديگران را نيز بىنتيجه ميگزاردند . بيخردانه‌تر از همهء آن شيوه‌اى ميبود كه براى خود برگزيده و همى خواستند كه هيچگاه بجنگ و خونريزى نزديك نشوند ، و تنها با زبان پند و اندرز دشمنان را رام گردانند ، و اين بود هميشه فريب ميخوردند ، و چنان كه ديديم كار بجايى رسيد كه از رحيم خان بيسواد نيز فريب خوردند . راستى آنست كه بيشتر اين نمايندگان گرفتار انديشه‌هاى قلندرانه ، و مغزهاشان آكنده از شعرهاى صوفيان و خراباتيان و ديگران ميبود ، و از چنين كسانى شورش‌خواهى برنيامدى . آنان شايندهء نمايندگى در يك مجلس كه ميبايست رشته جنبش و شورش يك كشورى را بدست گيرد نمىبودند . اگر در ميانشان چند تنى جوان و خون‌گرم پيدا ميشد اينان نيز هركدام پابند ديگرى ميداشتند . بناشايستى مجلس يكم گواه همين بس كه نتوانست و يا نخواست در تهران و ديگر شهرها نيز جوانان را بمشق سربازى وادارد . بارها گفتگو رفت و روزنامه‌ها گفتار نوشتند ، و از نجف « فتوى » آمد . ليكن همه اينان بيهوده گرديد اين كار تنها در تبريز پيش رفت ، و شگفت است كه مجلس به آن نيز خرسندى نشان نميداد . در تهران مردم نيز پيروى از نمايندگان كرده يگانه كوششى كه پيش گرفته بودند انجمن ساختن ، و در پيشامدها بهايهوى و شور و خروش برخاستن بود . چنان كه خواهيم ديد در روزهاى آخر شماره انجمن‌هاى تهران بيكصد و هشتاد رسيده بود . نيك انديشيد كه در يكشهر يكصد و هشتاد انجمن چه معنى تواند داد ؟ ! . . بجاى آنكه همكيشان يك انجمن
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 569 | احمد كسروى تبريزى