همچنان رشتهء كار را در دست ميداشت ، ولى پس از يكسال شاه او را برداشت و ميرزا عليخان امين الدوله را از تبريز بتهران خواست و رشتهء كارها را بدست وى سپرد ، و چنين گفت كه از كسى باك نكرده به پيشرفت كشور بكوشد .
امين الدوله بنيكى شناخته بود ، و چون بتهران رسيد و شاه نيز نيكى كارها را ميخواست بكوشش پرداخت . چنان كه گفتيم با دست رشديه در اينجا هم بنياد دبستان نهاد و خود به پشتيبانى از آن برخاست . از آنسوى چون آشفتگى كارها را از نبودن قانون ميدانست بر آن شد قانونى براى كشور بگزارد و آن را بشاه بپذيراند . نيز بجلوگيرى از رشوه و ستمگرى حكمرانان و درباريان كوشيد ، و براى درآمد و دررفت كشور سامانى انديشيد .
كار دبستان نيك پيش رفت . امين الدوله شاه را به آنجا برد ، و از خود و از شاه و از ديگران سى و شش هزار تومان ( 360000 ريال ) پول گرد آورد كه سود آن بدبستان داده شود ، و براى سركشى به كارهاى دبستان و رواج دادن بدانشها « انجمن معارف » برپا كرد .
مردم چون پرواى شاه و امين الدوله را بدبستان ديدند ، و جدايى را كه ميانهء آن با مكتب ميبود دريافتند روبآن آوردند ، و با دلخواه فرزندان خود را فرستادند .
ولى از ديگر انديشههاى امين الدوله نتيجه ديده نشد . در روزنامه حبل المتين گفتگويى را ميانه مظفر الدينشاه و امين الدوله مينويسد كه ميبايد در اينجا بياوريم .
شاه به او ميگويد :
« سلطنت ايران برحسب شأن و مقام بمقتضاى وقت و زمان بسيار عقب افتاده . » « خيلى بايد جد و جهد و كوشش كرد تا بهمسايگان و دول همجوار خود برسيم . لذا تعويق » « در اجراى اصلاحات و تأمل در كارها ابدا روا نيست . هرقدر زودتر باصلاحات پردازيم » « دير است . بايد دو اسبه تاخت تا به منزل رسيد . »
« جناب امين الدوله ما خود سبب تعلل و تأمل شما را در اجراى اصلاحات ميدانيم كه » « بملاحظات اختيارات مطلقهء ماست . اين نكته را خودمان كاملا دانستهايم و هرگاه رضا » « بمحدوديت خود نبوديم چنين تكليفى بشما نمىنموديم . »
« شما را با كمال اطمينان امر مىنماييم كه با قوت قلب و استقامت رأى باصلاحات » « لازمه و لو آنكه منافى با اختيارات مطلقه ما باشد سريعا و آجلا بپردازيد از اين و بعد » « هيچ عذرى پذيرفته نخواهد شد . ترتيب اصلاحات را بدهيد ، بحضور آورده امضا نماييم . »
امين الدوله پاسخ ميدهد :
« قربان - خيالات اقدس و مقاصد مقدس همايون اعلى بالاصاله حاوى وسائق جميع » « ترقيات ملت و دولت تصور و هادى ماست . ولى يك مانع ديگر در پيش هست كه تا تدارك » « آن نشود ، كاملا كارها را براساس صحيح نتوانيم قائم داشت ، و آن اصلاح ماليه دولت » « است ، و ماليهء دولت بدون مصارف لازمه اصلاح نميپذيرد ، و از براى آن مصارف فوقالعاده » « محتاج به قرض هستيم ، و امروز قرض ما از داخله ممكن نيست درصدد هستم كه از دولت »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٢