گفتار نهم چگونه بار ديگر كشاكش آغاز يافت ؟ . .
در اين گفتار سخن رانده مىشود از « آشوب ميدان توپخانه » و از داستانهاى ديگر كه پس از آن رخ داد تا پيشامد بمباران دار الشورى
بدخواهيهاى سعد الدوله و امير بهادر و ديگران
چنان كه گفتهايم كشتن عباس آقا اتابك را ترسى در دلهاى درباريان پديد آورد ، و در نتيجه اين ترس بود كه آن آرامش سه ماهه رخ داد . ولى چون داستان اتابك كهن گرديد ، « و يك فدايى » ديگرى كه گمان ميرفت پديد نيامد كمكم ترس از دلها بيرون رفت ، و محمد عليميرزا و درباريان و ديگر بدخواهان مشروطه نيز دوباره بدخواهى آغاز كردند : در اينهنگام گذشته از شاپشال و امير بهادر و اقبال الدوله و مجلل - السلطان و ديگران كه گرد شاه را گرفته او را به ايستادگى در برابر مجلس دليرتر ميگردانيدند ، سعد الدوله نيز يكى از دشمنان بزرگ مشروطه گرديده در برانگيختن شاه به ديگران پيشى مىجست .
اينمرد از هنگامى كه از مجلس كناره جست ، با مشروطه دشمنى نشان ميداد . ولى چون وزير خارجه گرديد و كاركنان آزاديخواه آن وزارتخانه او را نپذيرفتند كينه او با مجلس و مشروطه بيشتر گرديد و در كوششهايى كه بهمدستى ديگران در دربار ميكرد پافشارى بيشتر نمود .
از ديرباز اين سخن در زبانها ميبود كه سعد الدوله و امير بهادر نشستهاى نهانى برپا ميكنند و بزيان مشروطه نيرنگها ميريزند ، گفته ميشد حاجى شيخ فضل اللّه نورى ، و بلكه حاجى شيخ مرتضى آشتيانى نيز با آنان همراه ميباشند . اين گفتگو در مجلس نيز بميان آمد و نام سعد الدوله آشكاره برده شد .
چنان كه گفتيم كميسيون مجلس سيصد و هشتاد هزار تومان از دريافتى سالانه دربار كم گردانيد ، و محمد عليميرزا آن را به روى خود نياورده رنجشى ننمود ، و پس از اين كم گردانيدن بود كه او بمجلس رفت و در آنجا سوگند خورد . ليكن در اينهنگام كه سعد الدوله و همدستان او به كار پرداختند اين كم گردانيدن را يك دستاويز نيكى براى خود دانسته بسودجويى از آن برخاستند . بدينسان كه باسترداران ( قاطرچيان ) و شترداران و