اما انجمنها راستست كه اينها در هر پيشامدى جنبوجوش مينمودند ، و برخى از آنها بسيار بيمايه بوده جز مايه آشوب نتوانستندى بود ، از آنسوى چنان كه خواهيم ديد در روز سختى كارى نيز از دست آنها برنيامد ، با اينحال خود پشتيبانى براى مجلس شمرده ميشدند و بهرحال بايستى باشند . آزاديخواهان تهران راهى بهتر از اين براى كوششهاى خود نيافته اين را برگزيده بودند . بهرحال در چنان هنگام شورش گله از آنها بى جا ميبود .
اين گفتگو روز چهارشنبه پنجم آذر ( 20 شوال ) بود . شاه گفتههاى خود را با اين سخن بپايان رسانيد : « شما هم برويد در اين سه چهار روزه مذاكرات لازمه نموده رأى خودتان را تا روز يكشنبه بياييد و اطلاع دهيد » .
فردا پنجشنبه در مجلس گفتگو پ 154 مؤتمن الملك ( يكى از نمايندگان دوره يكم ) از اين زمينه بميان آمد و « دستخط » شاه خوانده شد . نمايندگان سخنان بسيارى گفتند ، در اين زمينه كه مجلس جز به باياى خود نپرداخته و از مرز خود نگذشته . انجمنها نيز مايهء آشوبى نمىباشند ، چنان كه آشوبهاى بسيارى در همين تهران رخ داده كه انجمنها در هيچيكى از آنها دست نداشتهاند . از اين گونه سخنان بسيارى رانده به آن شدند كه پاسخى نوشته بشاه بفرستند . سپس در نشستهاى ديگر همين گفتگو را دنبال كردند و سرانجام پاسخى نوشتند ، در اين زمينه كه مجلس هيچگاه پا از مرز خود بيرون ننهاده . اين دولتست كه بايد مرزى براى خود شناسد و جلو كار مجلس را نگيرد .
اما انجمنها از روى قانون اساسى آزاد است ، ولى هرگاه بيقانونى نمودند بايد دولت جلوگيرد . اين نامه را نوشته با دست نمايندگانى بدربار فرستادند . از دربار بار ديگر نرمى و دورويى نموده چنين گفته بودند : خواست ما آرامش و سامان كشور و آسايش مردم است و آرزو يا خواست ديگرى نميداريم . بدينسان پردهكشى نموده بودند .
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 501
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٠١