سست كاريهاى مجلس
ليكن با اينحال راستى پوشيده نمانده ، پيدا ميبود كه يك نقشه بيمآورى در ميان ميدارند ، و هر زمان نشانه ديگرى پديدار ميگرديد . از جمله در اين روزها شاه بامير بهادر عنوان « كشيكچى باشى » داد ، بىآنكه وزير جنگ آگاه گردد ، و او نيز از آذربايجان هفتصد تن سواره به تهران طلبيد ، آن بىپروايى بوزير جنگ ، و اين طلبيدن سوار ، هريكى نشان ديگرى از بدخواهى و كوششهاى بدخواهانه دربار ميبود .
فرستادن قزاق و سواره بساوجبلاغ ، كه بفرمانفرما نويد داده بودند بيكبار در كنار مانده ، بجاى آن در هر كجا كه يكى از هواداران دربار ميبود دستور ميفرستادند كه مردم را بآشوب برانگيزد . شيخ محمود ورامينى كه از ديرباز بدشمنى بمشروطه برخاسته و در آنجا بنام شده بود شاه « خلعت » برايش فرستاد . در همان روزها كاغذى بدست وزيران افتاد كه گفته ميشد با خط خود شاه بوده ، كه به تنكابن براى پسران سپهدار نوشته و به آنان دستور داده كه مردم را بآشوب برانگيزند . رويهمرفته در هيچجا از راهزنى و دزدى جلو نمىگرفتند ، و چنان كه در جاى خود خواهيم آورد در همين روزها بود كه نايب حسين كاشانى فرصت بدست آورده بگرد آوردن پيروان و همدستان پرداخت .
يكى از نويسندگان اروپايى كه اين هنگام در تهران ميزيسته اين داستان را نوشته چنين ميگويد : « آنچه بيك اروپايى شگفت مىنمايد آنست كه با نبودن هيچگونه جلوگيرى ، نه خون ريخته ميشد و نه آشفتگى در كارها رخ مىداد . مردم بيكبار خودسر ميبودند . ولى آسايش و ايمنى نيز به حال خود ميبود . اگر چنين حالى در يكى از كشورهاى اروپا رخدادى سراسر كشور به خون آغشته شدى ، و آتش و شمشير همه چيز را از ميان برداشتى » « 1 »
شگفتتر آنكه در برابر آمادگيها و دشمنيها كه از دربار و هواداران آن پديدار ميشد ، مجلس جز بىپروايى نشان نميداد و براى جلوگيرى برنميخاست . با آنكه در يكى از نشستهاى نهانى مجلس در اين زمينه سخن بميان آمد و ناصر الملك كه سروزير ميبود ، پرده براستى نكشيده آشكاره گفت ميداند كه در نهان كوششهايى بزيان مجلس كرده مىشود . آن سواره خواستن امير بهادر كه دليل آشكارى بآمادگى دربار ميبود در مجلس نيز گفتگو از آن بميان آمد و برخى نمايندگان آن را دستاويز گرفته بسخنان تندى برخاستند . ليكن به همان تندگويى بس كرده به ياد نياوردند كه بايد در پى چاره و جلوگيرى باشند .
مجلس توانستى آزاديخواهان را به خريدن تفنگ و افزار جنگ وادارد ، و يا از
هامش
( 1 )PEersiaand Turkyin Revolt ; by'DAavidFraser