تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
اينزمان كه دوتيرگى از راه خواستن مشروطه و نخواستن آن بميان آمده بود بيم آن ميرفت كه بار ديگر ميدان براى همچشميهاى لوتيان باز شود ، و چون اين زمان كينه بيشتر ميبود ناگزير كار بجنگ و خونريزى انجامد .

برپا شدن انجمن « اسلاميه » در تبريز

اين بيم جاى خود را گرفت و همچشمى كويها كه از ميان رفته بود در اين هنگام از راه ديگرى بازگرديد . چگونگى آنكه مير - هاشم دوچيى كه از زمانيكه از تهران بازگشته بود بار ديگر با مشروطه همراهى مينمود و بانجمن و ديگر نشستها ميآمد اين روزها باز از در بدخواهى و بدرفتارى درآمده در كوى خود انجمنى بنام « اسلاميه » بنياد نهاد ، و اين نتيجه‌اش آن گرديد كه دوچى ؟ ؟ ؟ كوى بسيار بزرگ و نيرومندى ميبود از ديگر كويها جدا گرديده با آنها بهمچشمى و دشمنى پرداخت ، و سرخاب كه در پهلوى آنست بسوى وى گراييد . بدينسان يك دوتيرگى آشكارى در شهر پديد آمد . دستاويز ميرهاشم ، چنان كه از نام اسلاميه پيداست هوادارى از دين ميبود . مشروطه - خواهان را « لامذهب » خوانده مردم را بدشمنى با آنان برمىانگيخت . اما انگيزه اين كار : چنين گفته پ 151 حاجى ميرزا آقا بلورى ( هر دو پيكره در سالهاى ديرتر برداشته شده ) ميشد كه ميرهاشم ميخواست كه نمايندگان انجمن ايالتى كه اين زمان برگزيده ميشدند ، بدلخواه او باشند كه جز خودش و همدستانش برگزيده نشوند ، و چون آزاديخواهان ارجى به اين درخواست او نميگزاردند ، ناچار رنجيده شده بدشمنى ميكوشيد . ليكن چنان كه سپس دانسته شد يك انگيزه بزرگتر ديگرى در ميان ميبود . چگونگى اينكه محمد عليميرزا كه اين زمان باز نقشه‌اى براى برانداختن مجلس ميكشيد هميخواست در تبريز نيز آشوب و نابسامانى باشد كه آزاديخواهان سرگرم و گرفتار گرديده نتوانند بتهران ياورى نمايند ، و براى اين كار ميرهاشم را برگزيده و با دست حاجى ابراهيم صراف كه يكى از توانگران دربارشناس ميبود پول برايش فرستاده بوده . همانا از آغازهاى ابان ماه بود كه ميرهاشم به كار پرداخت . چنان كه گفتيم در دوچى لوتيان بنامى ميبودند ، و اينان بنام همچشمى دوچى و امير خيز ، و همچنين بنام دوتيرگى
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 492 | احمد كسروى تبريزى