تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
براى ساختن و بسيجيدن « خلعت » ميبود كه كميسيون آن را نيز فزونى ميدانست . كميسيون اين پولها را كم گردانيده براى دربار تنها يك كروز يا پانصد هزار تومان سالانه نهاد كه سى هزار تومان از آن خود شاه ، و بازمانده از آن كارداران و بستگان دربار باشد . گذشته از جنس كه همچنان بايستى داده شود . محمد عليميرزا در آن روزها به اين كار مجلس ايرادى نگرفت و ناخرسندى هم ننمود . ولى خواهيم ديد كه سپس كه ميخواست بار ديگر با مجلس بنبرد پردازد ، همين را بهانه كرد و سالانهء كاركنان شترخانه و صندوقخانه و قاطرخانه و فراشان و ديگر كارداران كوچك را نپرداخت ، و آنان را بدشمنى با مجلس برانگيخت . بهرحال روز يكشنبه هفدهم ابان ( 3 شوال ) كه نوشته كميسيون در مجلس خوانده شد نمايندگان اندك گفتگويى در پيرامون آن كرده با خشنودى براست داشتند . رييس الوزراء و ديگران نيز خشنودى نمودند . در همان روزها گفتگو از آمدن محمد عليميرزا بمجلس ميرفت . چنان كه گفتيم از زمان كشته شدن اتابك شاه نيز رفتار خود را ديگر كرده از نبرد آشكار دست برداشته بود و براى خشنودى آزاديخواهان در آرزوى آمدن بمجلس ميبود ، و روز نوزدهم ابان را براى اين كار برگزيده بودند . مجلس به برگ و ساز ميپرداخت كه پذيرايى باشكوه باشد و يك « طاق نصرت » در جلو بهارستان بسته ميشد . چنان كه گفتيم نمايندگان مجلس و آزاديخواهان تهران باينگونه رويه‌كاريها ارج بسيار مينهادند ، و هر زمان كه از شاه يا از درباريان يك چنين گرايشى ميديدند خود را فريب داده از درون دل شاد ميشدند . روز دوشنبه نوزدهم ابان ( 5 شوال ) چنان كه نهاده بودند نخست‌وزيران و ديگران بمجلس آمدند و سپس ظل السلطان و وليعهد و خويشان ديگر شاه رسيدند . سپس خود شاه در كالسكه روبازى نشسته آهنگ مجلس كرد . در راه مردم گاهى آواز به « زنده باد » درمىآوردند . بدينسان بدر مجلس رسيد . نمايندگان و وزيران پيشواز كردند ، و چون بمجلس درآمد پس از پذيرايى نخست ناصر الملك سپاسنامه‌اى از سوى شاه و سپس حاجى سيد نصر اللّه پاسخى از سوى مجلس خواند . پس از همه آنها ، شاه چون پس از تاجگزارى بمجلس نيامده و اين نخستين بار آمدن او ميبود ، چنان كه نهاده شده بود سوگند دلبستگى بمشروطه خورد كه « تمام هم خود را مصروف حفظ استقلال ايران نموده . . . قانون اساسى و مشروطيت ايران را نگهبان و بر طبق آن قوانين مقرره سلطنت كند . » نشست بدينسان پايان يافته شاه بازگرديد . ولى خواهيم ديد كه چگونه او اين پيمان و سوگند را شكست ، بلكه بايد گفت : اين پيمان و سوگند جز براى فريب نمىبود و دلش از آن آگاهى نميداشت .