« بينهايت تشنه شده وقت آنست كه بتوسط باغبانان فدائى غيبى شاداب و سيراب شده » « گلها و رياحين در باغ مشروطيت شكفته شود - يا طبيب حاذق غيبى عضو شقاقلوس را » « قطع كند تا باقى اعضا از آن مرض سالم بماند همان به از گفتن لب به بندم به اين دو رباعى » « اكتفا نمايم »
ظالم ز ستم هميشه لات آمده است * رخ رفته پياده با ثبات آمده است
مشروطهطلب باسب و پيلست سوار * چون كشته وزير شاه مات آمده است
آمدن محمد على ميرزا به مجلس
در همان روزها مجلس يك كار بزرگى را بانجام رسانيد ، و آن اينكه بودجه كشور را كه « كميسيون مالى » از ششماه باز به آن آغاز كرده و بتازگى بپايان رسانيده بمجلس آورده بود براست داشت ، و در اين بودجه براى نخستين بار دررفت دولت با درآمد آن يكسان گردانيده شده بود .
چنان كه گفتهايم در سالهاى پيش ، درآمد دولت پانزده كرور و دررفتش بيست و يك كرور و نيم ميبود كه هر ساله شش كرور و نيم كم ميآمد كه ميبايست جاى آن را با وام گرفتن پر گردانند . مجلس خواستار ميبود كه به اين كمى چاره انديشيده شود كه ديگر نيازى بوام نيفتد ، و كميسيون خواست ملجس را به كار بسته از چهار راه از دررفتهاى سالانه هشت كرور كم گردانيد بدينسان :
1 ) سالانه بس گزافى كه شاهزادگان و ديگران ميگرفتند از هر يكى اندكى كاست . مثلا شعاع السلطنه 115 ، و ظل السلطان 75 ، و نايب السلطنه 29 هزار تومان درمييافتند و همچنين ديگران كميسيون بهر يكى 12 هزار تومان سالانه نهاد .
2 ) فرمانروايان در هر شهرستانى كه ميبودند ماليات صد سال پيش آنجا را بدولت ميپرداختند ولى خودشان چند برابر آن را از مردم مىگرفتند . كميسيون دست آنان را كوتاه ساخته چنين نهاد كه آنچه از مردم گرفته مىشود بدولت برسد .
3 ) تيول را برانداخت كه در جاى ديگرى روشن گردانيدهايم .
4 ) بسيارى از درباريان و نيرومندان جو و گندمى را كه ميبايست بنام ماليات بدولت پردازند نهپرداختند پولش را از روى بهاى صد سال پيش ميپرداختند . كميسيون چنين نهاد كه خود جنس را بپردازند .
گذشته از اين راه سيصد و هشتاد هزار تومان نيز از دريافتى دربار كم كرد . زيرا از هشتصد هزار تومان پول و اند گزافى جنس كه دربار سالانه ميگرفت هشتاد هزار تومان آن براى دررفت دستگاه وليعهد ميبود كه در تبريز نشستى ، و چون اكنون وليعهد در تهران در نزد پدر خود ميزيست كميسيون ديگر انگيزهاى براى پرداختن آن پول نميديد دويست و چهل هزار تومان صرف جيب مظفر الدين شاه يا بهتر گويم : براى پولپرانيهاى او ميبود و كميسيون اكنون جايى براى آن پولپرانى نميديد . شصت هزار تومان