پ 146 كامران ميرزا با دو تن ديگر ( آنكه در دست چپ او ايستاده آقا بالا خان سردار افخم است ) « حاضر شده اصلاح شود همين قدر هست چاكران ببدى هيچوقت راضى نيستيم و » « طالب خير هستيم طرف مقابل بدون جهت چاكران را بدنام ميكنند . ( مرتضى قلى ) »
دنباله كشاكش مرزى
در اين ميان كشاكش مرزى با عثمانى رنگ ديگرى به خود ميگرفت .
پس از شكست مجد السلطنه در بيرون ارومى ( كه داستان آن را نوشتيم ) ديگر كسى بجلوگيرى برنمىخواست ، و اين بود عثمانيان هر زمان آبادى ديگرى را ميگرفتند و كردان از تاراج دست برنميداشتند . انجمن ارومى پياپى دادخواهى ميكرد و تلگراف بتبريز و تهران ميفرستاد و انجمن و فرمانفرما فشار