تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
« مراتب بحضور مبارك عرض شود آنكه احوالات سكمن‌آباد است بآباديهاى ايل » « ميلان ريخته بعد از قتل و غارت زياد سى نفر مرد پانزده نفر از زنان اكراد خارج از » « قاعده مقتول كرده‌اند در صورتى كه اهالى عيال كسى را بآنطورها بكشند بعد ناچار » « مانده بمقام دفاع برآمده دعواى سخت كرده شكست به آنها داده تمام اهالى اردو را » « گرفتار نموده آنكه سواره قراجه داغ و سرباز است رهائى داده و اهالى را ول نموده » « محض به جهت نمونه يكصد و سى و پنج نفر از سرباز صاحب منصب پسر حاجى حيدر خان » « پسر لطفعلى خان از اين قبيل‌ها گرفته الآن حاضرتر و شاهد معتبرتر از اين كه نميشود » « اگر آنها تخطى باداره ماكو نموده‌اند آنها مقصرند هرگاه چاكران به خاك خوى » « تجاوز نموده‌ايم چاكران مقصر است هيئت محترمه كه مأمور شده‌اند البته آمده‌اند » « تحقيقات بحقانيت نمايند آنها هم برأى العين ديده كه اردوى خوى در كدام خاك بوده » « اند مثل مشهور است خودشان ميزنند خودشان گريه ميكنند به يارى خدا و از سايه مبارك » « چاكران از اين قبيل آدمها هيچ ملاحظه ندارد در نيمساعت خوى را نيست هم ميكنم و ساكت » « هم مينمايم بالكليه از ياد فراموش نمايند از يكطرف ملاحظه دولت را دارم از يكطرف هم » « در نزد ملت چاكران را بدنما ميكنند زياده از اين اغتشاش نمىشود كه اينها مينمايند چاكران » « سهل است در داخله خودشان چرا اينطورها مىنمايند اينها هم خائن دولتند هم خائن ملت خيانت » « كه بدولت نموده‌اند اينست كه تمام قورخانه و توپخانه دولت را داغون نموده‌اند تلگرافخانه » « پستخانه را ضبط كرده‌اند و به اين سرحد سه دولت اغتشاش افكنده‌اند خيانت كه » « بملت دارند اينست كه مجتهد علماء و سادات و فقراء ملت را بقتل ميرسانند مال » « مردم را مال اللّه نموده نه بدولت نه بمجلس اطاعت ندارند بيقاعدگيهاى آنها را » « به اين شكل دولت برأى العين ديده باز به آنها تنبيه نكرده مؤاخذه نميفرمايند در مقابل » « آنها هيچ مقصود و غرضى ندارم كه بچاكر مذمت و ملامت وارد مينمايند البته » « بخلاف كار بايد تنبيه شود و اگر نباشد زياد ميكنند از اين حركتى ( ؟ ) دارم دولت » « يا معتبرين ملت چرا از ايران صرف‌نظر كرده‌اند اجامر و اوباش را ول كرده » « از بهر صنف ( ؟ ) اگر مانع نباشند كه بتر از اين مينمايند اينها اگر براى مشروطه است » « مشروطه چنين نميشود و كسى هم بمشروطه مانع نيست و الا مقصود مخروبه شدن » « ماكو اين خانواده است هرجا چاكران برود بزرگ خودتان ( ؟ ) بىاطاعتى » « نمينمائيم دو كلمه دستخط مبارك مرحمت فرمايند چاكران با عموم ولايت بدولت » « روس و عثمانى كوچ نمائيم آنها هم بيايند از تازه اينجا را آباد نمايند و اگر » « چاره ديگر نيست استدعاست به زودى تكليف چاكران را مشخص فرمايند امر مقرر » « شده بود جهت اصلاح ميانهء ماكو و خوى معين بوده‌اند اگرچه اهالى خوى مبالغى » « گزاف بچاكران خسارت زده‌اند و معهذا برحسب امر مطاعه چاكران حاضر است » « هيئت محترم شرحى نوشته محل ملاقات را خواسته بودند كه معين نموده‌ام كه طرفين »