تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
سپس شناخته گرديد كه جوانى بيست و دو ساله از مردم تبريز ، و پدرش حاجى محمد ، و خود عباس آقا نام ميداشته ، و در تهران بصرافى ميپرداخته و در بازار بسيارى او را ميشناخته‌اند . كشته او را بحياط بهارستان آورده به روى خاك انداختند كه يكروز يا بيشتر در آنجا ماند ، و چون ، چنان كه خواهيم نوشت ، در آغاز كار مجلس و بسيارى از مردم تهران كار او را بنيك نميداشتند و كسانى را كه آشنا يا دوست او ميشناختند ادارهء شهربانى دنبال ميكرد ، جنازه جوان جانفشان به روى خاك ميماند و كسى نزديك نميتوانست بيايد تا شهربانى پس از انجام جستجوهايش با خوارى بسيار او را از زمين برداشته بگورستان فرستاد .

عباس آقا كه بود و چرا اين كار را كرد ؟ !

ميبايست دانست كه درباره كشتن اتابك سخنان بيهوده‌اى بسيار گفته‌اند ، هنوز هستند كسانى كه ميگويند : اتابك را يحيى ميرزا زد و براى اينكه ديگرى را بدنام گرداند يك تيرى نيز بعباس آقا زده او را برانداخت يا ميگويند : عباس آقا را پس از كشتن اتابك حيدر عمو اغلى زد كه زنده نماند و راز كار بيرون نيفتد ، و يا ميگويند دستور كشتن اتابك را محمد عليميرزا داد چون اين در نهان خواهان مشروطه ميبود . ولى اينها پندارهاييست كه از روى دلخواه و براى خودنمايى بافته‌اند . در اين‌باره آگاهى درستى در دست نيست و آنچه ما از جستجو بدست آورده‌ايم اينست كه در پايين مينويسيم : اتابك چنان كه از رفتارش پيدا شد پافشارى به برانداختن مشروطه مينمود و راستى آنست كه بيشتر نمايندگان را تباه گردانيده نيروى مجلس را از دستش گرفته بود . اين ببسيارى از آزاديخواهان سخت ميافتاد و اين بود آرزوى كشتن او را ميكشيدند . در اينهنگام در تهران يكمرد آزاديخواهى ميزيست كه خود جوان ولى بسيار دلير و كاردان ميبود ، و سپس يكى از پيشروان بنام شورش ايران گرديد . اين جوان چون در كارخانه برق حاجى امين الضرب كار ميكرد و مهندس آنجا ميبود حيدر خان برقى شناخته ميشد . ولى چون در سالهاى ديرتر « حيدر عمو اغلى » شناخته شد ، ما نيز از همين‌جا او را به همين نام خواهيم خواند . اين حيدر عمو اغلى از مردم سلماس بوده ، ولى در قفقاز بزرگ شده و در تفليس درس مهندسى برق ميخوانده ، دربارهء آمدن او بايران چنين ميگويند كه چون يك دو سال پيش از مشروطه رضايوف كه يكى از بازرگانان تبريز ميبود ، چنين ميخواهد كه ببارگاه مشهد چراغ برق بكشاند ، و براى اين كار بيك مهندس مسلمانى نياز ميبوده حيدر عمو اغلى را كه سالش بيش از بيست نبوده از تفليس بمشهد ميآورد ، و سپس عمو اغلى از آنجا بتهران آمده در كارخانه برق اينجا به كار ميپردازد ، و چون شورش مشروطه پديد ميآيد يكى از هواداران آن ميگردد . در سال دوم مشروطه كه در تهران انجمنهايى برپا ميگرديد يك انجمن نيز آذربايجانيان بنام انجمن آذربايجان بنياد نهادند كه ميبايد گفت نيرومندترين و بكارترين انجمنها ميبود .