تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
بيرون پادآوازى پيدا كرد . در اينميان از ارومى تلگرافهاى دادخواهى پياپى ميآمد ، پس از شكست مجد السلطنه كردان تاراجگر مرزنشين جلوگيرى در پيش خود نديده و در روستاها بتاخت‌وتاز پرداختند . در ديه‌هاى ارومى آسورى و سنى و شيعى همگى هستند . كردان تنها بسنيان پاس گزارده به ديگران كشتار و تاراج دريغ نمىگفتند . اين بود بيچاره ديهيان خانه و كشتزارهاى خود را گزارده در آنهنگام بهره‌بردارى نالان و گريان رو به شهر ميآوردند و در كوچه‌ها بسرگردانى ميپرداختند . كونسولگرى روس بنام مسيحيگرى و به سياست دلجويى در كونسول‌خانه را به روى آسوريان باز كرد و به آنان خواروبار و پول داد . همچنين كونسولهاى آمريك و انگليس دلسوزى نمودند . چنين گفته ميشد كه بنام دولتهاى خود بدولت عثمانى گله و رنجيدگى نشان داده‌اند ، و همين مايه دردى به مسلمانان ميشد كه چرا دولتى نيز بنگهدارى و پاسبانى از آنان برنميخيزد . اين بود پياپى بتهران تلگراف ميفرستادند و دادخواهى مينمودند ، و اين تلگرافها آزاديخواهان را ميشورانيد و انجمنهاى تهران كه اينزمان فراوان شده بود بشور و جنبش برميخاستند . روز پنجشنبه شانزدهم مرداد ( 29 جمادى الثانى ) نمايندگانى از سى و يك انجمن در يك جا گردآمده نامه‌اى بمجلس نوشته چنين خواستند كه بدولت در اين‌باره فشار آورده شود . سپس روز چهارشنبه بيست و نهم مرداد ( 11 رجب ) ، يك شور و جنب ديگرى در انجمن آذربايجان رخ داد . چون يك تلگراف بسيار درازى از مردم ارومى رسيده بود آذربايجانيان در انجمنى گرد آمده نخست آن تلگراف را خواندند ، و سپس بگفتگو پرداختند . گفته ميشد دولت آشكاره بىپروايى مينمايد . يكى گفت . از وزارت داخله ببازرگانان آذربايجان با تلفون پاسخ داده گفته‌اند كه دولت دستور داده در آذربايجان از هر سو سواران و سربازان رو بارومى آورند و در آنجا لشكرگاهى پديد آورند . ديگران بهايهوى برخاستند كه اينها همه دروغ است . دولت بما خواب خرگوشى ميدهد . كم‌كم هايهوى بيشتر گرديد . كسانى بگريه افتادند و سرانجام بر آن نهادند كه همگى بمجلس رفته به گفتگو پردازند و بر كنار گردانيدن كابينه را بخواهند ، و با آن انبوهى و هياهو رو بمجلس آوردند و چون فرارسيدند از مجلس تقيزاده و ميرزا فضلعلى و حاجى امامجمعه براى خاموش گردانيدن ايشان بجلو دويدند ولى مردم خاموش نميشدند و سرانجام گفته شد پنج تن از ميان خود برگزينند كه بمجلس روند و بفرستادگى از آنان گفتگو كنند . اين پنج تن چون بمجلس رفتند صادق رحيم‌اف كه يكى از ايشان بود بسخن پرداخت . صنيع الدوله بهوادارى از اتابك ميكوشيد و پاسخهايى ميداد و نداشتن پول و سرباز را بهانه ميآورد . سپس با وزير علوم ( حاجى مخبر السلطنه ) كه در مجلس ميبود گفتگو
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 440 | احمد كسروى تبريزى