« براى اصلاح قانون خارجه كشيدهاند بمحض آنكه براى تهذيب مجلس از منهيات » « شرعيه در لايحه خود از جانب قاطبه اسلاميان نوشته كه اين مجلس بايد از روى قانون » « محمدى باشد چهار نفر زنادقه و طبيعيه عكس مراد خود را از اين مطلب فهميده كه » « آزادى مطلق باشد عداوت با آن بزرگواران ورزيده و در صدد شتم و قتل برآمده » « و گروهى از اهل اسلام هم كه مؤمن و مسلم ظاهرىاند با آنها همراهى كرده و بدرجه » « با آن بزرگواران عداوت ورزيده كه ناچار بزاويه مباركه حضرت عبد العظيم ( ع ) » « پناهنده شدهاند و شما اين قدر بىتوفيق شدهايد كه در اين زمان امتحان كه ادعاى » « يارى امام زمان را داريد عوض آن شمشير زبان را برداشتهايد و بجان نواب آن » « حضرت افتادهايد آفرين آفرين بر دين و ايمان شما مگر ندانستهايد كه خدا هرگز » « زمين را از حجت خالى نگذاشته و آنحجة انبياء بود و يا اوصياء و بهر پيغمبرى از براى » « امور معاد و معاش امت قانونى در كتب آسمانى فرستاده و به پيغمبر ما كه اكمل جميع » « انبياء بوده است از براى امتش كه اكمل امم سابقه بودهاند قوانينى در قرآن فرستاد » « كه اكمل جميع قوانين سابقه بوده است كه تا روز قيامت بماند و حاجتى بقانون اروپا » « و آلمان مثلا نداشته باشد و اگر قانون اين پيغمبر خاتم ناقص بود بر خدا لازم بود كه » « بعد از آن حضرت پيغمبرى بياورد و قانون عطا نمايد تا حجتش بر خلق ناقص نماند و جزاء » « سوء اخروى از روى ظلم نشود و مىبينيم كسى را نياورده بلكه قانون آن حضرت را » « گوشوار گرانبهاء همه مردم خارجه كرده كه امروز قوانين خود را از آن قانون اقتباس » « كردهاند و بعد از انبياء و اوصياء علماء تارك هوا حافظ دين خدا و تابع امر مولى » « مكلفاند و مأمور آن قانونى را كه يدا به يد بايشان رسيده بمردم برسانند و مردم مقلد » « ايشان باشند پس چرا اى امت سركش طاغى اين همه توهين و استخفاف به اين علماء » « مينماييد و در چنين وقتى كه از مذاهب مختلفه هرجومرج بسيار و قتل بيشمار در اكثر » « بلاد پيدا شده دين و آئين خود را فراموش كرده در نهايت راحت نشستهايد و در صدد » « فحص از علما با دين و مهاجرين برنمىآئيد كه متصل داد دين و صداى وامحمدا واقرآنا » « بلند دارند اى اهل اسلام مگر پيغمبرتان نفرموده اهانت عالم اهانت من و اهانت من » « اهانت خداست و رد بر علما رد بر من و رد بر من رد بر خداست مگر نميدانستيد كه هرگونه » « فسادى ظاهر شود از مخالفت شما است و خللى در دين علماء ظاهر نخواهد شد اى بسا انبياء » « و مرسلين و خلفاء راشدين و علماء عالمين كه قتلها در حفظ دين از جور معاندين ديده و از » « شتم و طعن و لعن آنها تزكيه حاصل كردهاند اى تابعين هوى و هوس چرا صداى حق » « علما را بباطل گوشزد مردم عوام ميكنيد و شياطينوار در دست و پاى مردم ابله افتادهايد » « و متصل مكاتبات علماء و تلگرافات آقايان و حجج اسلاميه نجف اشرف را مخفى و يا تغيير » « داده بطبع ميرسانيد و متصل اشتباهكارى ميكنيد و از آيات و اخبارخوانى و نويسى خود » « در منابر و روزنامهجات بيشتر از مهاجرين زاويه مقدسه داد مسلمانى ميزنيد مانند بنى اميه »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 437
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٣٧