« كه بآيات و اخبار قتل سيد الشهداء ( ع ) را واجب كردند و در صدد آن نيستند كه چهار » « روز بعض از اهل منبر مفسد و روزنامههاى فاسد را موقوف بداريد و اينهمه انجمنها كه اسباب » « اختلال امور معاش همه مردم است برپا نكنيد شايد امر اين مجلس عظيم انجام پذيرد » « شماها كه در حقيقت بقانون خارجه هم رفتار نداريد مگر نشنيدهايد كه در انگليس مجلس » « منحصر بيك مجلس پارلمنت است و شما هر دسته و در هر گوشه تهران مجلسى بيك اسم و » « رسم برپا نمودهايد و اسبابها از براى دخل خود فراهم كردهايد اى اهل اسلام آيا رواست كه » « مملكت مملكت اسلام و سلطان سلطان اسلام و علماء علماء اسلام و قانون قانون محكم قرآن » « باشد چهار نفر لامذهب به خيال فاسد و تمهيدات باطله قانون اجانب را در مملكت اسلام » « جارى نمايند و حال آنكه با وجود سى كرور مسلم البته اختلاف و نزاع پيدا مىشود و هرگز » « اين امر عاقبت پيدا نخواهد كرد پس شما بعلاوه آنكه عقل ايمان نداريد عقل معاش هم » « نداريد و داد اسلام و عقل ميزنيد اى لامذهبانيكه اهل اسلام را بهم انداختيد چرا » « كما فى السابق مشى نداريد و از وجود نابود خود مجلس را معطل گذاردهايد و همه مردم را » « وعده اتمام قانون ميدهيد آيا گمان ميكنيد كه ميتوانيد چهل كرور مسلم را لامذهب » « نماييد و اللّه هنوز غيرت اسلام نرفته علماء طهران و ساير بلدان جايى نرفتهاند نميتوانيد » « كه آزادى مطلق را در بلاد اسلام جارى كرد اگرچه بمقاتله باشد و اين قتالها مشيد امر » « مجلس و موجد مراد شما نخواهد بود بگذاريد عموم مردم اتحاد ورزند و بقانون محمدى » « اين مجلس را منظم دارند تم الكلام و السلام على من اتبع الهدى »
خواستن مردم كنارهجويى اتابك را
در اينهنگام در تهران كابينه اتابك در نزد مردم بيكبار بىارج گرديده زبان مردم ببدگويى باز شده بود . بلكه بسيارى از ايشان از مجلس نيز بعنوان آنكه از اتابك هوادارى مينمايد بد ميگفتند .
روز يكشنبه دوازدهم مرداد ( 24 جمادى الثانى ) كه هنگام پسين مجلس برپا ميبود و شب هنگام بپايان رسيد و كمكم نمايندگان بيرون ميرفتند در آن ميان در حياط بهارستان انبوهى از تماشاچيان گردآمده از ناايمنيهاى كشور و از بىپروايى دولت و از سستكارى مجلس سخنها ميگفتند و هركس چيزى ميسرود . از جمله يحيى ميرزا كه يكى از آزاديخواهان بشمار ميرفتى بگفتار پرداخته بدگويى آشكار و بسيار از مجلسيان كرد و نتيجه سخنانش آن بود كه وزير داخله نمايندگان را با پول فريفته و اينست نميگزارد كارها درست بشود . سپس كسانى از ايشان « تكفيرنامه » اتابك را كه چند سال پيش بنام آنكه علماى نجف نوشتهاند پراكنده شده بود بيرون آورده خواندند و آنچه بدگويى توانستند دريغ نداشتند پس از اين گفتارها پيشنهاد شد كه فردا بازارها را ببندند و با اين هايهو پراكنده گرديده بخانههاى خود رفتند . اين نمونهاى بود كه پرده اتابك دريده شد .
روز سهشنبه چهاردهم مرداد ( 26 جمادى الثانى ) كه باز مجلس برپا گرديد سيد