آغاز شد كه چون اين تكه ارجدار است خود گفت و شنيد را ميآوريم :
رحيم اف : بنده از طرف اينمردم سؤال ميكنم آيا اين وزير داخله مسئوليت نظم داخلى را قبول فرموده يا نه ؟ . .
وزير علوم : بلى ما هر هشت وزير قبول مسئوليت كردهايم .
رحيم اف : بنده هر هشت وزير را عرض ميكنم . در صورتى كه ميفرماييد قبول مسئوليت فرمودهايد پس جهت چيست كه داخله خودتان را نظم نميدهيد ؟ ! . .
وزير علوم : اينقدر كه از قوهء ما بفعل ميآيد و لازمهء كوشش است كه ميكنيم .
رحيم اف : پس معلوم مىشود كه بيش از اين از قوهء اين هشت وزير بفعل نميآيد كه نظم بدهند . در هر صورت بنده هم از طرف اين مردم عرض ميكنم كه ما هم به اين اندازه قانع نيستيم .
وزير علوم : ما شب عيش خودمان را آنشبى ميدانيم كه استعفاء داده باشيم . ليكن چند روز قبل در مجلس هم گفتم وجدان ما مانع است كه در وقت استراحت و آسايش بوديم و در اينوقت كه وقت كار و زحمت است خود را عقب بكشيم و علاوه يقين ميدانم آنروزيكه ما پايمان را عقب گزاريم مملكت ايران بباد فنا خواهد رفت .
رحيم اف : اين گمانيست كه خودتان ميفرماييد .
وزير علوم : شايد اينحرفى كه شما ميزنيد ساير مردم راضى نميباشند .
رحيم اف : بنده از طرف مردم عرض ميكنم . در صورتى كه اين وزراى مسئول ادارات خودشان را منظم ندارند يا مانعى داشته باشند يا اينكه نخواهند نظم بدهند استعفا بدهند با كمال تشكر و امتنان قبول خواهيم كرد . از طرف مردم مىگويم : از امروز تا ده روز ديگر هرگاه وزراء ادارات خودشان را تنظيم و اغتشاش ساير ولايات را رفع كردند فبها و الا بايد استعفاء بدهند و هيچ عذرى هم قبول نخواهيم كرد .
رئيس مجلس : خيلى خوب .
وزير علوم : اگر سر يازده روز يكى بزند سر يكى را بشكند از وزراء خواهيد ديد ؟ ! .
رحيم اف : بنده آنچه را كه اسم او را بينظمى ميگويند عرض ميكنم و او را ايراد خواهيم گرفت .
تا اينجاست رويه گفتگو . ببينيد تا چه اندازه پردهدرى ميرفته . از اينسخنان حاجى مخبر السلطنه و از بهانه آوردنهايش پيداست كه با همهء اين فشار مردم ، اتابك و همراهان او در انديشه كنارهجوئى نميبودند و چنين ميخواستند كه بمانند تا مشروطه را از ميان بر - دارند . چون در اينهنگام دو تن از وزيران كم ميبودند ، زيرا وزير جنگ ( كامران ميرزا ) را مجلس بر كنار گردانيده و وزير عدليه ( فرمانفرما ) بواليگرى آذربايجان رفته بود ، به اين عنوان در روزنامه حبل المتين تهران گفتار درازى زير عنوان « بحران وزراء » نوشته گرديد و چون آن ناخشنودىها از سوى مردم ميشد گمان بيشتر به آن ميرفت كه كابينه كناره
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 441
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٤١