« مستحضر شدند و در اين بين هم تلگرافى از تهران رسيد كه مضمون آن شدت ضعف و اضطراب » « ملاحدهء آنجا بود اين مفسدين خيلى ناچار شدند و پرده حيا را به كلى از خود دور كردند و » « در صحن بناهاى و هوى گذاشته شايد بتوانند خاطر آقا را مضطرب نمايند و تلگرافى » « مطابق اغراض خبيثهء خود بگيرند عرب و عجم نجف كه از اين معنى مستحضر شدند فرداى » « آن شب در محل نماز جماعت تمام مردم از كسبه و تجار و عرب و عجم همگى مسلح » « بودند خدمت حضرت آقا هجوم آوردند و فرياد ميزدند كه تمام مفسدين نجف را » « خواهيم كشت حضرت آقا و اصحاب هرچه آنها را آرامى ميدادند آرام نميگرفتند حكومت » « هم با جمعى عساكر درصدد امتثال و اطاعت آنچه امر بفرمايند برآمد جواب همان بود » « كه به خدا واگذاشتم و به غير از خدا كسى را ندارم و نمىخواهم و افتضاح اين امر به حدى » « رسيد كه حتى اطفال اهل نجف مفسدين اهل عجم را لعن ميكنند و از قراريكه ميگويند » « حكومت عثمانى درصدد اخراج مفسدين است اين خبر آشوب نجف كه بعشاير اطراف » « رسيد از جانب شيوخ اعراب لا ينقطع رسول خدمت حضرت آقا ميرسيد كه ماها در جميع » « مراتب حاضريم و با قبيله خود بنجف اشرف خواهيم آمد خداوند طول عمر به حضرت » « مستطاب شريعتمدار آقاى اخوى آقا سيد على بدهد كه الحق غوث الشريعه و حامى الشيعة » « ايشان بودند از اول ورود بنجف اشرف با آن لسان بليغ بآيات قرآنيه و خطب » « نهج البلاغه و ادعيه صحيفه سجاديه و اخبار اهل بيت صلوات اللّه عليهم اجمعين در جميع » « مجالس و محافل صحن مطهر و مجلس درس طلاب را موعظه فرمودند كه بايد انجام » « امر ايران بمطابقه با شرع انور باشد تا نفوس و دماء و اموال مسلمين محفوظ ماند و » « تكميل عقايد اسلاميه مسلمين بشود و از جهت صحبتهاى ايشان بود كه مقدسين و متدينين » « بيدار شدند و امر باينجا رسيد » .
« شكر اللّه مساعيه الجميله و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته » « العبد عبد الحسين يزدى »
يك كار بيهودهاى در اسپهان
اين بود داستان جدا شدن « شريعتخواهان » از توده . در آن هنگام كه اين كشاكشها در ميانه تهران و عبد العظيم و آن آشوب در نجف ميرفت در اسپهان و آذربايجان و زنجان و قزوين و در خود طهران داستانهاى ديگرى در كار رخ دادن ميبود : نيز در ميانه تهران و تبريز بار ديگر گفتگوهايى ميرفت . ما چون خواستيم داستان كشاكش « شريعت خواهان » را بجايى رسانيم اينست به آن داستانها نپرداختيم . ولى كنون ميبايد يك ماه كمابيش بازگرديم و آن داستانها را يكايك بنويسيم :
نخست پيشآمد اسپهان را ياد ميكنيم : چنان كه گفتهايم « 1 » جنبش مشروطه - خواهى در شهرهاى ايران بيك گونه نمىبود و در هر شهرى از روى كمى يا بيشى
هامش
( 1 ) بخش يكم صفحه 262