تير ( يكم جمادى الثانى ) فرستاده شده ولى بتهران ديرتر رسيده و با يك نامه ديگرى كه از سيد على پسر سيد رسيده بود ، در يكى از روزنامههاى بستنشينان بچاپ رسيده :
« بعرض مىرساند اميد كه خداوند وجود مبارك جنابعالى را از جميع آلام و » « اسقام مصون و محروس بدارد تلوا فى الجمله شرح بعضى وقايع را بعرض ميرسانم كه » « حضرات مفسدين آن حدود خواستند تلگراف مساعد با اغراض خبيثهء خود كه فى الحقيقه » « هدم اسلام و پايمال كردن كلمه طيبه ( لا إله الا اللّه و محمد رسول إله صلى إله عليه و آله - » « و سلم ) بود از حضرت مستطاب حجة الاسلام و آية اللّه فى الانام حضرت آقا بگيرند امتناع » « شديد ميفرمودند لذا مفسدين در مقام صدمه و اذيت آن وجود مبارك برآمدند حتى » « تهديد بقتل و صورتى كه مشتمل بر اين معنى و دو شكل شش لول بر آن كشيدند نوشتند » « و بر درهاى صحن مقدس چسبانيدند اهل نجف از عرب و عجم كه اين معنى را ديدند از بطلان » « اين امر و اغراض مفسدين مطلع شدند به كلمه واحده آنها را لعن كردند و اين معنى » « موجب آن شد كه متدينين و علماء و اهل علم متمكن از بدگويى و انكار اين امر مشئوم » « شدند و به حمد اللّه اهل حق قوتى گرفتند لا ينقطع شيوخ اعراب و علماء ايشان از حضرت » « آقا و اصحاب ايشان سؤال از مرتكبين اين امر شنيع مينمودند كه آنها را به مجازات » « خود برسانند و تلف كنند از خود حضرت آقا جوابى به غير آنكه به خدا واگذاشتيم و » « احدى را نمىشناسيم نشنيدند و يكروز خود آقا هم بر منبر درس بمحضر همهء آقايان » « طلاب فرمودند كه امر راجع بدين اسلام است و حفظ نفوس و اعراض مسلمين بايد بشود » « و حفظ شوكت مذهب جعفرى صلوات اللّه عليه و على آبائه الطاهرين و ابنائه المعصومين و » « دماء بايد بشود و اين معنى جز بمطابقه با شريعت مطهره نخواهد شد و از كشتن هم » « باك ندارم چيزى از عمر من باقى نمانده كه از آن خائف باشم و از دين خود دست » « بردارم و ديگر حضرت آقا ساكت بودند هيچ نميفرمودند تا آنكه مدتى لا ينقطع از » « علماء و متدينين بلاد عجم و اهل علم و متدينين آنجا مكاتيب مشحون از تشكيلات فوق العاده » « از ظهور فتن و شيوع بدع و بىپردگى كفره و زنادقه و ملاحده و فرنگى مآبان و انتشار » « كلمهء كفريات و جسارت بانبياء و ائمه و بالخصوص حضرت ختمى مرتبت صلى اللّه عليه و آله » « و حضرت ولى عصر عجل اللّه فرجه رسيد حتى آنكه نوشته بودند كه ملاحده علانيه وجود » « مبارك امام زمان عليه السلام را بوجود موهوم تعبير ميكنند باز هم حضرت آقا ساكت » « بودند تا آنكه در چندى قبل تلگرافى از جناب ثقة الاسلام آقاى آخوند آملى دامت » « ايام افاضاته در شكايت از كمال شيوع اين معانى و پناه بردن اهل علم و اخيار به حضرت » « عبد العظيم رسيد خيلى اسباب وحشت خاطر مبارك حضرت آقا گرديد جوابى از آن تلگراف » « مطابق صورت جوف مرقوم فرمودند اين معنى اسباب شدت اضطراب شياطين و شركاء » « ملحدين گرديد در مقام اذيت آن وجود مبارك برآمدند و گاهى فى الجمله سوء ادب » « لسانى از آنها شنيده شد و بعضى از طلاب عرب مسبوق شدند كسبهء بازار هم فى الجمله »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٨٤