پ 115 سيد عبد الرحيم كاشانى رييس انجمن بنى فاطمه كه با بچهها و بستگان خود تفنگ بدوش پيكره برداشته شرمسارى يا از بيمناكى ، ميخواستند از رفتن به نماز باز ايستند . چنان كه گفتيم در اين داستان دست دولت عثمانى نيز در ميان ميبود كه با مشروطه ايران دشمنى نشان ميداد و از رسيدن آن به خاك عثمانى سخت بيم داشت .
براى آنكه اين داستان روشن گردد ، نامهاى را كه در همان روزها يكى از پيروان سيد كاظم بنام شيخ عبد الحسين يزدى به پسرش سيد احمد كه گفتيم در عبد العظيم نزد حاجى شيخ فضل اللّه ميبود نوشته و ياد اين داستان را كرده در اينجا ميآوريم . اين نامه در بيستم
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 383
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٨٣