در پى بيرون ريختن دانشهاى خود ميبودند .
جنبش مشروطه كه پيش آمده بود و خود يك زندگانى نوينى ميآغازيد ميبايست يكرشته داناكهاى نوينى در زمينه زندگانى آزاد ، و چگونگى نگهدارى كشور ، و باياهاى مردم ، و مرزى كه ميانه آنها با دولت بايد بود ، پراكنده گردد و بمردم ياد داده شود . نيز داناكهاى كهن بيهوده از فلسفه و عرفان و مانند اينها ، از ميان رود . ليكن اينها فرصت نداده و به آن ميكوشيدند كه مشروطه را از معنى درست خود بيرون آورند و هركس بدلخواه معناى ديگرى به آن دهند و بدينسان آن را يك چيز بيكارهاى گردانند .
روشنتر گويم : بجاى آنكه پيروى از آيين مشروطه كنند ميكوشيدند آن را پيرو رفتار و شيوه زندگانى خود گردانند .
يك چيز بسيار شگفت « جملههاى پادرهوايى » است كه در همه روزنامهها رواج ميداشت . مثلا يكى امروز ميخواست نگارشى در ستايش دانش بنويسد چنين مىنوشت :
« علم است كه صفحهء اروپا را بهشت روى زمين گردانيده ، علم است كه ملل متمدنه را بسيادت و سعادت رسانيده ، علم است كه ژاپون را در رديف دول درجه اول گردانيده . . . » از اين گونه بيست يا سى جمله را پى هم مىآورد . فردا ميخواست بستايش از « اخلاق » پردازد و اين بار همان جملهها را دربارهء « اخلاق » ميآورد . پس فردا نوبت ستايش به « تمدن » مىرسيد باز همانها را مىشمرد . تا سالها شيوه چيزنويسى همين ميبود و روزنامههاى پرمايه از حبل المتين و مجلس و مانند آنها نيز همين شيوه را دنبال مىكردند .
اگر سخن بدرازى نيانجاميدى توانستيمى نمونههايى را از نوشتههاى خود آنها در اينجا بياوريم .
اين هم گفتيم كه بسيارى از اينان ، در آزاديخواهى بايايى براى خود ، جز گله و ناله از دربار و بدگويى از شاه و پيرامونيان او نمىشناختند ، و چنين ميدانستند كه هرچه بيشتر بنالند و بيشتر بد گويند آزادىخواهى بيشتر نمودهاند ، و اين بود در برخى از روزنامهها هرچند ميتوانستند تندى مينمودند ( يكى از اينها روح القدس بود كه داستانش را خواهيم آورد ) .
اين روزنامهها جز از نداى وطن و تمدن و صبح صادق ديرى نپاييدند و هر يكى پس از ده يا بيست شماره از ميان رفت . صبح صادق نيز بسيار نپاييد . ولى تمدن و نداى وطن تا توپ بستن مجلس برپا ميبودند .
دو روزنامه ديگر
در پايان نه ماه نخست ، در ميان ديگر روزنامهها ، دو نامه آبرومندى هم در تهران پديد آمد كه يكى از آنها « حبل المتين » تهران ، و ديگرى « صور اسرافيل » بود .
حبل المتين را سيد حسن كاشانى برادر مؤيد الاسلام بنياد نهاد ، و خود شاخهاى از حبل المتين كلكته شمرده ميشد ، چون نخستين روزنامه روزانه در ايران مىبود ، و با كاغذ